تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
كمال الدين - حسن بن زيد گفت دخترى از حضرت صادق فوت شد يك سال بر او نوحه و زارى داشت باز فرزند ديگر از دنيا رفت يك سال ديگر نوحه و زارى داشت سپس اسماعيل از دنيا رفت بسيار اندوهگين و ناراحت شد ديگر نوحه و زارى را قطع نمود . به حضرت صادق عرضكردند آقا در خانه شما صداى نوحه و زارى مىآمد فرمود پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود ( لكن حمزة لا بواكى له ) ولى عمويم حمزه گريه‌كننده ندارد . كمال الدين - محمّد بن عبد اللَّه كوفي گفت هنگام وفات اسماعيل كه شد حضرت صادق سخت ناراحت گرديد پس از اينكه چشمهاى او را بست پيراهنى كوتاه يا تازه خواست و پوشيد آنگاه بيرون شد در مورد حمل و دفن او دستوراتى داد . يكى از اصحاب عرضكرد فدايت شوم ما خيال كرديم بواسطه شدت ناراحتى مدتى از استفاده شما محروم خواهيم شد . فرمود ما خانواده‌ى هستيم كه تا مصيبت وارد نشده جزع ميكنيم وقتى گرفتار مصيبت شديم صبر مىكنيم . كمال الدين - مرة غلام محمّد بن خالد گفت پس از فوت اسماعيل حضرت صادق تا لب قبر رفت و نگاهى درون قبر نمود و در كنار آن نشست ولى داخل قبر نشد فرمود پيغمبر اكرم نسبت بابراهيم همين كار را كرد . خرايج ص 200 - مفضل بن عمر گفت حضرت صادق از دنيا رفت و جانشين خود را موسى بن جعفر قرار داد اما برادرش عبد اللَّه مشهور بافطح كه بزرگترين فرزند امام بود ادعاى امامت نمود . موسى بن جعفر عليه السّلام دستور داد مقدارى هيزم در وسط حياط جمع كردند آنگاه از پى عبد اللَّه فرستاد تقاضا كرد آنجا بيايد در خدمت امام گروهى از شيعيان حضور داشتند وقتى عبد اللَّه آمد و نشست امام دستور داد آتش را بيافروزند تمام هيزمها آتش گرفت كسى نميدانست اين آتش افروزى براى چيست بالاخره تمام به صورت آتش گداخته در آمد امام موسى ابن جعفر از جاى حركت كرد با لباسهايش نشست وسط آتش قريب يك ساعت با ما شروع كرد بحديث گفتن بعد از جاى حركت نموده لباسهاى خود را تكان داد و