تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
حضرت صادق فرمود : يا امير المؤمنين بايد از اجداد پاك خود درس بگيرى و از آنها پيروى كنى ايوب مبتلا به بيمارى شد صبر كرد بيوسف ستم روا داشتند بخشيد سليمان را قدرت دادند شكر كرد . منصور گفت : من نيز صبر ميكنم و مىبخشم و سپاسگزارم . سپس عرضكرد حديثى در بارهء صله رحم از شما شنيده‌ام مايلم براى من تكرار كنى . فرمود : پدرم از جدم از رسول خدا نقل كرد كه فرمود : نيكوكارى و صله رحم باعث آبادى دنيا و طول عمر مىشود . گفت : اين نيست . فرمود : پدرم از جدم نقل كرد كه پيامبر فرمود : هر كه مايل است اجلش بدست فراموشى سپرده شود و سلامت باشد صله رحم كند . گفت : اين هم نيست . فرمود : پدرم از جدم نقل كرد كه پيامبر اكرم فرمود : خويشاوندى بعرش چنگ زده بود و از خويشاوند ديگرى شكايت ميكرد كه قطع رابطه خويشاوندى را نموده از جبرئيل پرسيدم چقدر اين دو از نظر خويشاوندى با هم فاصله دارند گفت : در هفت پشت بهم ميرسند . منصور گفت : اين نيست . فرمود : پدرم از جدم نقل كرد كه پيامبر اكرم فرمود : مرد نيكوكارى به حالت احتضار و مرگ در آمد در همسايگى او مردى قاطع رحم بود خداوند به ملك الموت فرمود : از عمر مرد قاطع رحم چقدر مانده گفت سى سال فرمود : آن سى سال را در بارهء اين مرد نيكوكار منظور كن . در اين موقع منصور گفت : غلام ! عطر بياور با دست خود سر و صورت امام را معطر نمود و چهار هزار دينار تقديم كرده دستور داد مركب سوارى امام را بياورند پيوسته دستور ميداد جلو بياورند تا مركب را جلو تختش آوردند حضرت صادق سوار شد من جلو ايشان ميدويدم شنيدم در آن حال ميگفت : الحمد للَّه . . . . تا آخر دعا . عرضكردم يا ابن رسول اللَّه اين ستمگر براى هر پيش آمد كوچكى مرا
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 165 | العلامة المجلسي / موسى خسروى