را فريب داده كه در جمع آورى آن زياد تلاش ميكردند و زندگى تجملى خيلى شيرين داشته ناگهان شبانگاه كه در خواب بودند يا در بين روز كه در لهو و لعب اشتغال داشتند مرگ گريبان آنها را گرفت چگونه دست از دنيا شستند و بچه گرفتارى مبتلا شدند از پى آن عيش و نوش رنج و غم و پشيمانى شروع شد شربت ناگوار مرگ را چشيدند و دچار فراق و جدائى شدند .
واى بر كسى كه دل به دنيا ببندد و از انباشتن آن خورسند باشد مگر آباء و اجداد خويش را در تنگناى قبر نمىبيند و دوستان و دشمنان را كه چگونه پيكرشان درون خاك تيره نهفته است .
ربيع ! ميدانى شخص دنيا پرست كدام وقت از همه اوقات سرگردانتر و ناراحتتر و غمگينتر و بيشتر متوجه زيان خود مىشود زمانى كه با مرگ روبرو شود و آرزوهاى دور و دراز خود را بر باد ببيند . فعاليت ميكرد به خيال اينكه طولانىترين عمرها را خواهد داشت و به تمام آرزوهاى خويش ميرسد آيا جز پيرى چيزى در انتظار اوست ؟ و سر انجام جز نااميدى چيزى ندارد .
از خداوند درخواست ميكنم براى تو و خود توفيق انجام وظيفه و بازگشت برحمت خدا و فرار از معصيت را و بينش واقعى زيرا او ميتواند چنين لطفى بنمايد .
عرضكردم آقا شما را سوگند مىدهم بحقى كه بين تو و خداوند است به من بياموز همان دعائى كه خواندى و با آن دعا و تضرع از وحشت و ناراحتى منصور آسوده شدى شايد خداوند رفع گرفتارى بوسيلهء شما بنمايد و دردى را دوا كند براى خودم ميخواهم . در اين موقع دست خود را بلند نموده روى به قبله نشست با اينكه ميل نداشت دعا را به آن وضع بخواند كه نظر ابتهال و زارى نداشته باشد و بخواهد بياموزد فرمود :
اللهم انى اسألك يا مدرك الهاربين
الى آخر . . .
مهج الدعوات مخرمة كندى گفت : وقتى منصور دوانيقى بربذه وارد شد . در آن زمان حضرت صادق عليه السّلام نيز در ربذه بود منصور گفت چه كسى مرا از دست جعفر
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 162
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦٢