تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
رفتند از حضرت صادق كه ميراث ما هر حقى را تصاحب نموده بما نميدهد . امام صادق عليه السّلام شروع بصحبت نموده از آن جمله فرمود : خداوند وقتى حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم را به پيامبرى مبعوث نمود پدر ما ابو طالب با جان و مال در راه او فدا كارى نمود در همان زمان پدر شما عباس و ابو لهب او را تكذيب نمودند و ستمكاران و شيطان صفتان عليه او تحريك ميكردند عباس فتنه انگيزيها نمود و سپاه‌هاى مجهز ترتيب داد براى سركوبى پيامبر در جنگ بدر خود او از همه جلوتر بود و در جمع آورى سپاه از همه فعاليت بيشترى مينمود خرج غذاى سپاهيان را ميداد و آتش جنگ را دامن ميزد . در ضمن پدر شما عباس آزاد شده ما بود و به زور شمشيرها در فتح مكه اسلام آورد افتخار مهاجرت بسوى خدا و پيامبر را نيافت خداوند رابطهء دوستى و بستگى او را با ما بوسيله اين آيه قطع كرد :
وَ الَّذِين آمَنُوا وَ لَم يُهاجِرُوا ما لَكُم مِن وَلايَتِهِم مِن شَيْءٍ

« 1 » در ضمن يكى از گفتار خود فرمود : ما هر شخصى آزاد شده ما بود ارث او بما ميرسد زيرا ما فرزند پيامبريم و مادرمان فاطمه زهرا عليها السّلام است به همين جهت ميراث او را تصاحب كرديم . مناقب شهر آشوب - ص 357 ج 3 - ربيع وزير دربار منصور گفت به حضرت صادق عليه السّلام گفتم كه منصور در مورد شما گفته است ترا خواهم كشت و يكنفر از فاميل ترا در روى زمين نخواهم گذاشت چنان مدينه را ويران كنم كه يك ديوار باقى نماند . فرمود : از حرف او نترس بگذار هر چه ميخواهد سركشى كند . همين كه امام را بين دو پرده آوردم شنيدم منصور ميگويد : زود او را وارد كنيد . حضرت صادق را وارد كردم . ديدم منصور گفت : به‌به پسر عموى عزيز و آقاى بزرگوار

هامش
( 1 ) انفال 73 : كسانى كه ايمان آورده‌اند ولى مهاجرت ننموده‌اند هيچ با آنها دوستى نداشته باشيد .