تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
امام عليه السّلام فرمود : كارى نكرده‌ام . منصور گفت : اكنون فلان كس شاهد است كه تو اين كار را كرده‌اى . فرمود : دروغ ميگويد . منصور گفت : من او را قسم مىدهم اگر قسم خورد از دست تو راحت خواهم شد . فرمود : اگر دروغى قسم بخورد مرتكب گناه بزرگى شده . بدربان خود دستور داد كه او را سوگند بدهد نسبت بجريانى كه از حضرت صادق نقل نموده . دربان با شدت به او گفت : بگو بخدائى كه يكتا و بىهمتا است چنين و چنان شده . امام صادق عليه السّلام فرمود : اين طور قسم نده من او را قسمى خواهم داد كه پدرم از جدم پيامبر نقل فرموده كه هر كس چنين قسمى بخورد گرفتار گناه آن خواهد شد . گفت : پس خودت قسم بده . حضرت صادق عليه السّلام به آن مرد فرمود : بگو اگر دروغ بگويم در بارهء تو از قدرت و نيروى خدا بيزار باشم و متكى بقدرت و نيروى خود شوم . آن مرد قسم را خورد . امام صادق گفت : خدايا اگر دروغ ميگويد او را بكش . هنوز سخن امام تمام نشده بود كه روى زمين افتاد و مرد . منصور رو به امام عليه السّلام نموده پرسيد چه حاجت دارى ؟ فرمود : هيچ حاجتى ندارم جز اينكه زودتر مرا به خانواده‌ام برسانى كه خيلى نگران بودند . منصور گفت : اختيار دست خود شما است . با احترام از پيش منصور بيرون آمد . منصور بسيار در شگفت بود از كار آن جناب . بعضى گفتند : اين مرد سكته كرده او را تماشا ميكردند وقتى داخل تابوت گذاشتند مردم دو دسته شدند بعضى ميگفتند : آدم خوبى بود . گروهى نيز او را سرزنش ميكردند ناگاه داخل تابوت نشست و كفن از صورت خود برداشته گفت :
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 147 | العلامة المجلسي / موسى خسروى