گفت : حديث خوبى است ولى منظورم اين نبود .
فرمود : پدرم از پدر خود از جدش از حضرت على نقل كرد كه پيامبر اكرم فرمود : كه صلهء رحم باعث آبادى مملكت و افزايش عمر مىشود گرچه اهل آن زمان مردمان خوبى نباشند .
گفت : اين نيز حديث خوبى است ولى آنچه ميخواستم نيست .
فرمود : پدرم از پدر خود از جدش از حضرت على نقل كرد كه پيغمبر فرمود :
صله رحم باعث آسانى حساب روز قيامت مىشود و از مردن بد جلوگيرى مىكند .
منصور گفت : آرى . همين بود .
امالى شيخ طوسى - ص 294 - ربيع دربان مخصوص منصور گفت : روزى منصور مرا خواست گفت : جعفر بن محمّد را حاضر كن به خدا قسم او را خواهم كشت از پى ايشان فرستادم وقتى آمد . عرضكردم يا ابن رسول اللَّه اگر وصيتى دارى بكن .
فرمود : تو اجازه بگير برايم . پيش منصور رفتم و اطلاع دادم كه جعفر بن محمّد حاضر است . گفت او را داخل كن .
همين كه چشم حضرت صادق بمنصور افتاد ديدم لبهايش بكلماتى حركت كرد اما من نفهميدم چه بود پيش رفت تا سلام كرد بمنصور ، از جاى حركت نمود او را در بغل گرفت و در پهلوى خود نشانيد . گفت : هر حاجت دارى بگو . جعفر ابن محمّد عليه السّلام نامههائى كه اشخاص داده بودند پيش منصور گذاشت و در بارهء گروه ديگرى نيز درخواستهائى كرد تمام آنها را منصور برآورده گفت : احتياجات خود را بگو . فرمود : مرا پيوسته احضار نكن كه بيايم پيش تو .
منصور گفت : چارهاى نيست تو ميگوئى من از غيب خبر مىدهم ! فرمود : چه كسى به تو چنين گزارشى داده ؟ منصور اشاره به پير مردى كرد كه روبرويش نشسته بود .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 138
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٨