تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
گفت : حديث خوبى است ولى منظورم اين نبود . فرمود : پدرم از پدر خود از جدش از حضرت على نقل كرد كه پيامبر اكرم فرمود : كه صلهء رحم باعث آبادى مملكت و افزايش عمر مىشود گرچه اهل آن زمان مردمان خوبى نباشند . گفت : اين نيز حديث خوبى است ولى آنچه ميخواستم نيست . فرمود : پدرم از پدر خود از جدش از حضرت على نقل كرد كه پيغمبر فرمود : صله رحم باعث آسانى حساب روز قيامت مىشود و از مردن بد جلوگيرى مىكند . منصور گفت : آرى . همين بود . امالى شيخ طوسى - ص 294 - ربيع دربان مخصوص منصور گفت : روزى منصور مرا خواست گفت : جعفر بن محمّد را حاضر كن به خدا قسم او را خواهم كشت از پى ايشان فرستادم وقتى آمد . عرضكردم يا ابن رسول اللَّه اگر وصيتى دارى بكن . فرمود : تو اجازه بگير برايم . پيش منصور رفتم و اطلاع دادم كه جعفر بن محمّد حاضر است . گفت او را داخل كن . همين كه چشم حضرت صادق بمنصور افتاد ديدم لبهايش بكلماتى حركت كرد اما من نفهميدم چه بود پيش رفت تا سلام كرد بمنصور ، از جاى حركت نمود او را در بغل گرفت و در پهلوى خود نشانيد . گفت : هر حاجت دارى بگو . جعفر ابن محمّد عليه السّلام نامه‌هائى كه اشخاص داده بودند پيش منصور گذاشت و در بارهء گروه ديگرى نيز درخواستهائى كرد تمام آنها را منصور برآورده گفت : احتياجات خود را بگو . فرمود : مرا پيوسته احضار نكن كه بيايم پيش تو . منصور گفت : چاره‌اى نيست تو ميگوئى من از غيب خبر مىدهم ! فرمود : چه كسى به تو چنين گزارشى داده ؟ منصور اشاره به پير مردى كرد كه روبرويش نشسته بود .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 138 | العلامة المجلسي / موسى خسروى