ربيع گفت : وقتى امام صادق بيرون آمد گفتم : آقا شمشير و پوست تخت مرا براى شما گسترده بودند ، وقتى آمديد لبهايتان حركت ميكرد چه دعائى خوانديد ؟
فرمود : بلى من وقتى در چهرهاش تصميم بدى را مشاهده كردم اين دعا را خواندم :
« حسبى الرب من المربوبين و حسبى الخالق من المخلوقين و حسبى الرازق من المرزوقين و حسبى اللَّه رب العالمين حسبى من هو حسبى ، حسبى من لم يزل حسبى .
حَسْبِيَ اللَّه لا إِله إِلَّا هُوَ عَلَيْه تَوَكَّلْت وَ هُوَ رَب الْعَرْش الْعَظِيم
»
امالى شيخ طوسى ص 306 - عبد الوهاب پسر محمّد بن ابراهيم از پدر خود نقل كرد كه گفت :
منصور از پى حضرت صادق فرستاد و دستور داد پهلوى خودش فرشى گستردند امام را در آنجا نشانيد . بعد صدا زد فورى محمّد را بگوئيد بيايد مهدى را صدا بزنيد . پشت سر هم آنها را ميخواست . جواب ميدادند اكنون خواهد آمد مشغول بخوردادن و عطرزدن است .
چيزى نگذشت كه مهدى وارد شد بوى عطر از او ساطع بود .
منصور رو بجانب حضرت صادق عليه السّلام نموده گفت : حديثى به من در بارهء صله رحم فرمودهاند مايلم آن را تكرار كنيد تا مهدى بشنود .
فرمود : پدرم از پدر خود از جدش از حضرت على نقل كرد كه پيامبر اكرم فرمود : شخصى كه سه سال از عمرش باقى مانده صله رحم مىكند خداوند سى سال عمر او را افزايش ميدهد و قطع رحم مينمايد از عمرش سى سال باقيمانده به سه سال مىرساند . آنگاه اين آيه را تلاوت نمود :
يَمْحُوا اللَّه ما يَشاءُ وَ يُثْبِت وَ عِنْدَهام الْكِتاب
« 1 »
هامش
( 1 ) رعد آيه 39 : هر چه را خدا بخواهد از بين ميبرد و هر چه را بخواهد ثابت نگه ميدارد و نزد اوست ام الكتاب .