اميدوارم خدا قبول كند و بهشت برين را به تو پاداش دهد .
آن مرد به وطن خود بازگشت نامه با او بود بيمار شد . هنگام درگذشت خانواده خود را جمع كرد آنها را سوگند داد كه نامه حضرت صادق را با او دفن كنند . همين كار را كردند . فردا صبح كه بر سر قبرش رفتند همان نامه را روى قبر ديدند كه زيرش نوشته است به خدا قسم جعفر بن محمّد به آنچه وعده داده بود وفا كرد .
مناقب شهر آشوب - ابو عبد اللَّه دامغانى گفت در شب معراج اين اشعار از درون عرش شنيده شد .
من يشترى قبة في الخلد ثابتة * في ظل طوبى رفيعات مبانيها
دلّالها المصطفى و اللَّه بائعها * ممن اراد و جبريل مناديها « 1 »
مناقب - يحيى بن ابراهيم گفت به حضرت صادق عرضكردم فلانى و فلانى و فلانى سلام رساندهاند فرمود سلام بر آنها باد . عرضكردم از شما تقاضاى دعا كردهاند .
پرسيد چه گرفتارى دارند . عرضكردم منصور دوانيقى آنها را زندانى كرده . گفت آنها با منصور چكار داشتند .
گفتم منصور به آنها كارى واگذار نمود بعد ايشان را زندانى كرد . فرمود چرا با منصور همكارى كنند مگر من آنها را نهى نكردم . همكارى با آنها آتش است سپس دعا نموده گفت خدايا دست منصور را از آنها كوتاه كن . گفت :
برگشتم آنها را آزاد كرده بودند .
اين شعر حكيم بن عباس كلبى كه در باره زيد بن على بن الحسين گفته بود به حضرت صادق رسيد :
صلبنا لكم زيد على جذع نخلة * و لم ار مهديا على الجذع يصلب
و قستم بعثمان عليا سفاهة * و عثمان خير من على و اطيب « 2 »
امام صادق دستهاى خود را در حالى كه ميلرزيد به آسمان بلند نموده گفت :
هامش
( 1 ) چه كس خريدار كاخى است در بهشت در سايه طوبى محكم و استوار - دلال اين كاخ پيامبر و فروشنده خدا و اعلامكننده جبرئيل ، هر كس مايل است بيايد .
( 2 ) ما زيد را بر شاخ خرما بدار كشيديم . مهدى را نديديم كه بر شاخ خرما بدار كشيده شود . شما على را با عثمان مقايسه كرديد با اينكه عثمان بهتر و پاكتر است .