تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
به آنان گفتم : خداوند آنچه را كه مىخواستيد ، آماده كرده است . اين ابو جعفر اشعرى است كه گواهى مىدهد اين پيغام را شنيده است ؛ پس از او بپرسيد . جماعت حاضر از او پرسيدند و او از اداى شهادت طفره رفت . من او را به مباهله دعوت كردم ، ولى او از مباهله ترسيد و گفت : من اين پيغام را شنيدم و اين كرامتى بود كه دوست داشتم براى مردى از اعراب باشد ؛ ولى اكنون كه كار به مباهله كشيد ، راهى براى كتمان شهادت نمانده است . بدين ترتيب جماعت حاضر بيرون نرفتند مگر پس از اينكه به امامت ابو الحسن حضرت هادى عليه السّلام اذعان كردند . و اخبار وارده در اين باب بسيار زياد است به گونه‌اى كه اگر بخواهيم همهء آنها را ثبت كنيم ، كتاب طولانى خواهد شد . و از آنجايى كه بزرگان شيعه بر امامت حضرت هادى عليه السّلام اجماع كردند و از طرفى در آن زمان جز ايشان كسى نبود كه ادّعاى امامت كند تا امر امامت بر شيعيان مشتبه گردد ، لذا خود را از تفصيل در بيان اخبار صريح در مورد امامت حضرت هادى عليه السّلام بىنياز ديدم .

باب گوشه‌اى از نشانه‌هاى امامت ابو الحسن على بن محمد عليه السّلام و برخى از اخبار ايشان

[ خبر دادن امام هادى عليه السّلام از چند حادثه ]

* ابو القاسم جعفر بن محمد ، از محمد بن يعقوب ، از حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از وشّاء ، از خيران اسباطى كه او گفته است : بر امام هادى عليه السّلام در مدينه وارد شدم ، به من فرمود : از خليفه واثق باللّه چه خبر دارى ؟ گفتم : جانم به قربانت ! من بيش از ديگران از او اطلاع دارم و به تازگى با او ديدار كردم و ده روز پيش از او جدا شدم و حال او نيكو بود . حضرت به من فرمود : مردم مدينه مىگويند : او مرده است .