تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠

باب اخبار صريح مبنى بر امامت ايشان و رواياتى كه به خلافت ايشان اشاره دارند

* ابو القاسم جعفر بن محمد ، از محمد بن يعقوب ، از على بن ابراهيم ، از پدرش ، از اسماعيل بن مهران نقل كرده كه او گفته است : در اولين بار كه امام جواد عليه السّلام را از مدينه به بغداد بردند ، من به هنگام عزيمت ايشان گفتم : جانم به قربانت ! من نگران شما هستم و از اين سفر دلهره دارم ، لذا بفرماييد پس از خودتان امام و جانشين شما چه كسى خواهد بود ؟ حضرت روى خود را به طرف من كرد و با خنده فرمود : آنچه شما گمان آن را كرديد ، امسال اتفاق نمىافتد . چون براى دومين بار ايشان را نزد معتصم احضار كردند ، به ايشان عرض كردم : جانم به قربانت ! شما رفتنى شديد ، پس امام بعد از خودتان چه كسى است ؟ حضرت به شدّت گريه كرد به گونه‌اى كه محاسنش پر از اشك شد سپس رو به من كرد و فرمود : اين بار حق دارى كه بر من بترسى ، پس از من امامت از آن فرزندم على خواهد بود . * ابو القاسم جعفر بن محمد ، از محمد بن يعقوب ، از حسين بن محمد ، از خيرانى ، از پدرش روايت كرده كه گفته است : من براى خدمت‌گزارى همواره ملازم منزل امام بودم و احمد بن محمد بن عيسى اشعرى هر شب در وقت سحر مىآمد تا از احوال امام جواد عليه السّلام كه بيمار بود ، جويا شود ؛ و چنين بود كه هر وقت آن فرستاده‌اى كه ميان امام جواد عليه السّلام و خيرانى تردد داشت ، حاضر مىشد ، احمد بر مىخاست و مىرفت تا او با فرستاده خلوت كند . خيرانى مىگويد : در يكى از شب‌ها آن فرستاده آمد و احمد بن محمد بن عيسى از مجلس بيرون رفت ، و آن فرستاده با من خلوت كرد . وقتى احمد بيرون رفت به گونه‌اى ايستاد كه گفتگوى ما براى وى قابل شنيدن بود . فرستادهء امام گفت : مولاى تو سلام مىرساند و به تو مىفرمايد : من به زودى از اين دنيا خواهم رفت و امامت به فرزندم على عليه السّلام مىرسد ، و همان تعهدى كه پس از پدرم نسبت به من داشتيد ، نسبت به او بايد
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 570 | الشيخ المفيد / موسوى كرمانى