تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
خود را آغاز كرد - يعنى روز ترويه - پس از اينكه باقيماندهء ماه شعبان و ماه رمضان و شوال و ذيقعده و هشت روز از ذيحجهء سال شصت هجرى را در مكه اقامت كرده بود . در مدت اقامت امام حسين عليه السّلام در مكه تعدادى از مردم حجاز و نيز از مردم بصره نزد او گرد آمدند و به خاندان و پيروانش پيوستند ، و چون حسين عليه السّلام قصد عزيمت به عراق كرد طواف نمود و سعى ميان صفا و مروه را به جاى آورد و از احرامش بيرون آمد و حج را به عمره مبدّل كرد زيرا كه نتوانست حج را به اتمام برساند مبادا او را در مكه دستگير كنند و نزد يزيد بن معاويه ببرند . پس به همراه خانواده و فرزندان و شيعيانى كه به او پيوستند به سرعت بيرون آمد و در آن زمان هنوز خبر شهادت مسلم به آن حضرت نرسيده بود زيرا چنان كه گفته شد مسلم در همان روزى كه امام حسين عليه السّلام از مكه بيرون آمد ، قيام خود را در كوفه آغاز كرد .

[ ملاقات فرزدق با امام حسين عليه السّلام ]

از فرزدق شاعر نقل شده كه گفته است : در سال شصت به همراه مادرم عازم حج شدم ، پس در همان وقت كه من مشغول حركت دادن شتر مادرم بودم و وارد حرم شدم با حسين بن على عليه السّلام مواجه شدم كه به همراه اسلحهء خود در حال بيرون آمدن از مكه بود . پس گفتم : اين شترها از آن كيست ؟ به من گفته شد : از آن حسين بن على عليه السّلام است . پس به سوى او آمدم و سلام كردم و به ايشان گفتم : خداوند نياز و آرزويت را برآورده سازد ، پدر و مادرم فدايت باشند اى پسر رسول خدا چرا با اين عجله از انجام حج منصرف شده‌اى ؟ فرمود : اگر عجله نمىكردم گرفتار مىشدم . آنگاه به من فرمود : تو كيستى ؟ گفتم : مردى از عرب ، پس به خدا سوگند بيش از اين از من نپرسيد . سپس به من فرمود : از مردمى كه پشت سر دارى ، خبر بده . گفتم : از شخصى آگاه و خبره پرسيدى ، دلهاى مردم با تو است ولى شمشيرهايشان بر عليه تو است و قضاى الهى از آسمان نازل مىشود و خداوند آنچه را مىخواهد همان كند .