فصل [ قضاوتهاى امير مؤمنان عليه السّلام در زمان حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ]
از جمله روايتهايى كه در زمينهء قضاوتهاى امير مؤمنان عليه السّلام در حال حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمده آن است كه : وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خواست مسند قضاوت يمن را به او بدهد و او را به نزد آنان بفرستد تا احكام را به ايشان بياموزد و حلال را از حرام به آنان بشناساند و با احكام قرآن ميان آنان حكم نمايد ، امير مؤمنان عليه السّلام به او عرضه داشت : اى پيامبر خدا ! مرا براى قضاوت مىفرستى در حالى كه من جوان هستم و به همهء مسائل قضاوت آگاهى ندارم ؟ ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به او فرمود : نزديك من آى .
چون به او نزديك شد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با دستش بر سينهء او زد و فرمود : خدايا ! قلبش را هدايت فرما و زبانش را استوار گردان .
امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : از آن هنگام به بعد در هيچ قضاوتى ميان دو نفر ترديد نكردم .
* چون در يمن مستقر شد و براى آنچه كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از او درخواست كرده بود در زمينهء قضاوت و حكم كردن ميان مسلمانان مهيا شد ، دو مرد نزد وى آمدند كه كنيزى را به طور مساوى به ملكيت داشتند ؛ چون نسبت به عدم جواز نزديكى با او جاهل بوده او را همزمان با هم در يك ظهر واحد وطى كردند به گمان اينكه آن كار جايز است ، زيرا آنان تازه مسلمان بوده و به مضامين احكام شريعت آگاهى اندكى داشتند ، پس آن كنيز باردار شد و پسرى را به دنيا آورد ؛ آن دو مرد در مورد آن پسر نزد امير مؤمنان عليه السّلام شكايت بردند ، على عليه السّلام قرعهء آن پسر را به نام آن دو كشيد و قرعه به نام يكى از آنان درآمد و پسر را از آن وى كرد و او را ملزم به پرداخت نصف قيمتش كرد زيرا كه آن پسر غلام شريكش بود و فرمود : اگر مىدانستم كه كارى را كه كردهايد پس از علم به حرمت آن بوده است در مجازات شما مبالغه مىكردم .
چون خبر اين قضيه به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيد آن را تأييد فرمود و حكم به آن را در اسلام مقرر كرد و فرمود : خدا را سپاس كه در ما اهل بيت كسى را قرار داد كه بر سنّتهاى داود عليه السّلام و روش او در قضاوت داورى مىكند ؛ يعنى قضاوت به وسيلهء الهام كه در معنى