و ديگرى كه قرعهء بندگى به نامش افتاد حكم به بندگى او كرد سپس او را آزاد كرده و مولايش قرار داد ، و دربارهء ميراث آن دو به حكم مولى و بنده قضاوت فرمود .
پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قضاوت او را تأييد فرمود و آن را صواب شمرد ، همانگونه كه قضاوتهاى او را كه پيش از اين يادآور شديم تأييد كرده بود .
فصل [ در بيان قضاوت حضرت امير مؤمنان عليه السلام در مورد گاوى كه الاغ مردى را كشته بود ]
در خبرها آمده است كه دو مرد نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شكايت بردند دربارهء گاوى كه الاغى را كشته بود ، پس يكى از آن دو گفت : اى رسول خدا ! گاو اين مرد الاغ مرا كشته است .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : نزد ابو بكر برويد و در اينباره از او جويا شويد . چون نزد ابو بكر رفتند و داستان خود را بر او گفتند ، ابو بكر گفت : چگونه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را رها كرده و نزد من آمدهايد ؟ گفتند : او ما را بدان دستور فرمود . آنگاه به آنان گفت : چهارپايى چهارپاى ديگرى را از بين برده است ، چيزى به عهدهء صاحب آن نيست .
وقتى آن دو نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بازگشته و او را از ماجرا آگاه ساختند ، فرمود : برويد پيش عمر بن خطّاب و داستانتان را براى او بگوييد و از او بخواهيد كه در مورد آن قضاوت كند . چون نزد او رفته و داستان خود را بر او نقل كردند ، گفت : چگونه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را رها كرده و نزد من آمدهايد ؟ گفتند : او ما را به آن امر فرمود . گفت : پس چگونه به شما دستور نفرمود كه نزد ابو بكر برويد ؟ گفتند : ما را بدان نيز امر فرمود و نزد وى رفتيم . گفت :
در اين باره چه چيزى به شما گفت ؟ به او گفتند : چنين و چنان . گفت : نظر من در اينباره چيزى جز نظر ابو بكر نيست .
آن دو نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بازگشته و ماجرا را به وى گفتند ، فرمود : نزد على بن ابى طالب برويد تا ميان شما داورى كند . چون نزد او رفتند و داستان خود را بر او باز گفتند ، فرمود :
اگر گاو وارد جايگاه و پناهگاه الاغ شده ، صاحب گاو بايد بهاى الاغ را به صاحبش بپردازد ؛ و چنانچه الاغ وارد جايگاه گاو شده و گاو آن را از پاى درآورده ، غرامتى بر عهدهء صاحبش نيست .