پس نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بازگشته و او را از داورى آن حضرت ميان خود مطلع كردند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : همانا كه على بن ابى طالب عليه السّلام به حكم خداى عز و جل در ميان شما حكم نمود . سپس فرمود : سپاس خدا را كه در ميان ما - اهل بيت - كسى را نهاد كه طبق سنن داود در قضاوت حكم كند .
و برخى از اهل سنّت نقل كردهاند كه ماجراى امير مؤمنان عليه السّلام دربارهء اين دو مرد در يمن بوده است ، و برخى ديگر آنگونه كه پيش از اين آورديم گفتهاند ؛ و امثال آن فراوان است و تنها غرض ما ذكر مختصرى از آنها به طور خلاصه مىباشد .
فصل قضاوتهاى امير مؤمنان عليه السّلام در زمان خلافت ابو بكر فرزند ابى قحافه
* از آن جمله به نقل از راويان سنى و شيعى بيان شده است كه : از مردى نزد ابو بكر شكايت شد كه شراب خورده بود ، چون خواست حد بر او جارى كند آن مرد به او گفت :
من آن را نوشيدم بدون اينكه حرمت آن را بدانم چون من در ميان قومى پرورش يافتهام كه نوشيدن آن را حلال مىدانند ، و تا به حال از حرمت آن اطلاعى نداشتم .
پس قضاوت بر آن مرد براى ابو بكر مبهم و دشوار آمد و نمىدانست كه چگونه بايد قضاوت كند ، برخى از حاضران به او پيشنهاد كردند كه از امير مؤمنان عليه السّلام دربارهء حكم آن جويا شود ؛ او كسى را نزد وى فرستاد تا بپرسد ، امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : به دو نفر از مسلمانانى كه مورد اعتماد هستند دستور بده كه او را به مجالس مهاجران و انصار ببرند و آنان را به خداوند سوگند دهند كه آيا در ميان آنان كسى هست كه آيهء تحريم را بر او خوانده باشد يا از جانب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را آگاه ساخته باشد ؟ اگر دو مرد به آن گواهى دهند حد بر او جارى كن ، و چنانچه كسى به آن گواهى ندهد او را توبه بده و رهايش كن .
ابو بكر چنين كرد ، چون كسى از مهاجران و انصار گواهى نداد كه آيهء تحريم را بر او تلاوت كرده باشد و يا از جانب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مطّلع ساخته باشد ، او را توبه داد و رهايش كرد ؛ و در زمينهء قضاوت آن سر تسليم در پيش على عليه السّلام فرود آورد .