تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
را اعلام داشتند . مشورت‌هايى بين امين السلطان و وزيرمختار بريتانيا ، سر اچ . دروموند ولف
( Sir H . Drummond Wolff )
- از يكسو ، و مشير الدوله و وزيرمختار روس از سوى ديگر و همچنين فىمابين اين دو وزير و شاه صورت گرفت . ظاهرا شاه از دولت روس دعوت كرده بود كه جهت اعادهء نظم در تبريز ميانجيگرى كند . امّا ، حكومت روس به درستى و از سر عقل ، تلاش خود را به ابطال اين قرارداد معطوف ساخت . سپس شاه تلاش كرد به دستاويز تشويق پيشنهادات مطروحهء شركت ، مبنى بر الزام استخدام ايرانيان به عوض بيگانگان در تبريز و تمامى ايالت آذربايجان ، مدتى را به دفع الوقت بگذراند . امّا ، اهالى تبريز كه حال كاملا به هيجان آمده بودند به هيچ‌چيز جز لغو امتياز ، كه عمليات آن از اواخر سپتامبر در آذربايجان متوقف گشته بود ، رضا نداشتند . اين امر طبعا موجب ترغيب ساير بلاد ايران ، خاصه اصفهان و شيراز ، گرديد كه به تبريز تأسى جويند . نهضت مردمى عليه امتياز با اقدام حاجى ميرزا حسن شيرازى مجتهد [ مقيم ] سامره ، كه طى نامه‌اى بلندبالا به ناصر الدين شاه مغايرت اعطاى اين امتياز به بيگانگان را با قرآن و روح اسلام به اثبات رسانيد ، تقويت گرديد . در اواخر اكتبر ، سيدى به نام « عالمگير » ، اهل كلاردشت ، به وعظ در باب انقلاب آغاز كرد و به كوتاه زمانى صدها تن پى پسر يافت . در 2 نوامبر ، ساعد الدوله به معيت پانصد سوار به سركوبى وى اعزام گشت . طى قريب دو هفته سيد مغلوب ، و نزديك به دويست تن از پيروانش كشته شدند . سيد عالمگير را دست‌بسته و شديدا تحت الحفظ به همراه نواى شادمانهء يكدسته موزيكانچى نظامى به تهران آوردند . ساعد الدوله ، عامل دستگيرى وى ، به سبب اين عمل قهرمانانه منصب سرتيپى يافت . در آغاز دسامبر 1891 ، نامه‌اى از سوى مجتهد [ مقيم ] سامره ، حاجى ميرزا حسن شيرازى ، رسيد كه مردم را تا لغو امتياز به تحريم استعمال تنباكو فراخوانده بود . اين ضربهء ماهرانه و خردمندانه كه بىهيچ شورش عملى امتياز انحصار كالاى تحريم شده را بىارزش ساخت و همچنين وفادارى و خويشتندارى مردمى كه فرمان اين رهبر روحانى را گردن نهادند از قدرت توصيف و ستايش آدمى بيرون است . دكتر فوريه مىنويسد : « ناگاه با يك هماهنگى كامل تمامى تجار تنباكو دكاكين خود را بستند ، تمام قليان‌ها كنار گذارده شد و ديگر هيچ‌كس ، چه در شهر و چه در دربار و حتى حرمسرا ، به استعمال دخان مبادرت ننمود . چه نظمى ، چه اطاعتى حكمفرماست هنگامى كه مسئلهء پاىبندى به توصيه ، يا به عبارت بهتر فرمان ، يك روحانى ذينفوذ يا مجتهدى مشهور در ميان است ! وى مىافزايد : « روحانيون اساتيد موقع‌شناسى هستند . چه بجاست كه حاجى محمد حسن رئيس التجار را مسئول بسته شدن دكاكين معرفى ، و او را به قزوين تبعيد كنيم : همه آگاهند كه براى