تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
نگارش اين بخش بسيار مرهون اثر گرانقدر او هستم ، قيام‌هايى در جنوب « 1 » ، خاصه در يزد ، به وقوع پيوست در حالى كه بر تهران نيز هيجان و ناآرامى حكمفرما بود . بسيارى از مخالفان برجستهء امتياز دستگير شدند كه ظاهرا ميرزا محمد رضا نيز در شمار آنان بود ؛ همو كه بعدها به سبب ترور ناصر الدين شاه شهره گشت . همان‌سان كه دكتر فوريه به حق متذكر گرديده - ص 103 - ، اين ماجرا به تمامى مردم مربوط بود . زيرا در ايران همه ، چه زن و چه مرد ، دخانيات مصرف مىكنند . وى مىگويد : « تحت اين شرايط ، آنان چگونه مىتوانستند متقاعد شوند كه اين انحصار مزايايى در بر دارد ؟ مردم ايران نمىتوانند بدون مقاومت تسليم اين مسئله شوند كه تنباكويى را كه خود مىكارند و مىچينند ، بالاجبار از انگلستان خريدارى كنند . ايشان هرگز با اين انديشه كه تنباكوى آنها بايد از دست مسيحيان ، كه به‌زعم آنان هر چيزى را به لمس كردن نجس مىكنند ، بگذرد سازش نخواهند كرد . « گفته مىشود كه روحانيت - مجتهدان و علما - در رأس اين نهضت هستند و اوامر از سوى مجتهد مقيم كربلا صادر مىشود « 2 » . اين شگفت‌انگيز نيست . به اعتقاد من زياد اين فرصت پيش نمىآيد كه روحانيت بتواند رهبرى آرمانى چنين مردمى را به دست گيرد . » چنان مىنمايد كه دكتر فوريه در اواسط تابستان حسب المعمول شاه را در سفر شكار همراهى نموده و بدين‌لحاظ در موقعيتى نبوده كه بتواند شاهد پيشرفت وقايع در پايتخت باشد . امّا ، از اوت 1891 تا زمان لغو اين امتياز منفور ، در ژانويهء 1892 ، و توافق بر سر پرداخت غرامت از سوى ايران به شركت تنباكو ، در ابتداى آوريل 1892 ، دكتر فوريه گزارش نسبتا مستمرى از روند بالندهء اين رخدادها به دست مىدهد . در قيام‌هاى اواخر تابستان ، تبريز نقش اصلى را عهده‌دار بود . اعلان‌هاى شركت تنباكو پاره شده و اعلاميه‌هاى انقلابى جايگزين آنها گشتند . اميرنظام ، كه نمىتوانست با تدابير پيشنهادى وليعهد « 3 » موافقت كند ، استعفا داد و امين حضور جانشين وى گرديد . مردم تبريز با ارسال تلگرافى براى شاه ، عليه فروش حقوق خود به بيگانگان و كفار اعتراض كرده و عزم خود در دفاع قهريه از آن حقوق
هامش
( 1 ) . اخراج حاجى سيد على اكبر مجتهد از شيراز ، در حدود اواسط ماه مه ، به سبب « تعصب ضد اروپايى » ، قيام‌هايى در پى داشت كه طى آن چند تن ، از جمله يك زن يك دختربچه ، كشته شدند . در مورد اين واقعه به نامهء سيد جمال الدين ، كه پيش از اين گذشت ، رجوع نمائيد . ( 2 ) . منظور حاجى ميرزا حسن شيرازى است كه تصور مىكنم در مارس 1895 وفات يافت . وى در واقع مقيم سامره بود ، نه كربلا . ( 3 ) . مظفر الدين ميرزا .