تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
قلم و قدم و درم هم‌عهد شده بودند و مىگفتند تا همه جا حاضريم ، همين‌كه ديدند براى ما گرفتارى پيدا شد ، همه خود را كنار كشيدند . من هم باآن‌همه گرفتارى اسم احدى را نگفتم . چنانچه به‌جهت همين كتمان سرّ اگر بعد از خلاصى يك دور مىزدم ، مبالغى مىتوانستم از آنها پول بگيرم . ولى ، ديدم نامرد هستند . گرسنگى خوردم و ذلت كشيدم ، دست پيش احدى دراز نكردم . » من شخصا سيد جمال الدين را تنها يك بار ، تصور مىكنم در پائيز 1891 ، هنگامى كه پس از دومين اخراج از ايران از لندن بازديد مىنمود ، ملاقات كردم . اين ديدار در منزل پرنس ملكم خان ، در هلند پارك ، صورت گرفت و من هنوز خاطرهء زنده‌اى از آن شخصيت مقتدر در ذهن دارم . ما مقدار زيادى راجع به بابىها ، كه وى در باب ايشان اطلاعات بسيارى داشت و شرحى بسيار عالى امّا ناموفق در مورد آنها در دايرة المعارف عربى « پطرس البستانى » نوشته بود ، گفتگو كرديم . در اثناى مذاكرات ، من از وضعيت ايران جويا شدم و وى ، تا آنجا كه در خاطر دارم ، پاسخ داد كه تا شش - هفت تن گردن زده نشوند ، اميد هيچ‌گونه اصلاحى در ايران نمىتوان داشت ؛ و افزود كه اوّلين فرد « ناصر الدين شاه و دومى بايد امين السلطان باشد . » جالب است كه اين هردو به قتل رسيدند ، گرچه سيد بيش از ده ماه پس از مرگ شاه زنده نماند و امين السلطان نيز ده سال پس از مرگ وى به قتل رسيد . اينك بايد به ماجراى امتياز تنباكو بازگرديم كه ، چنان كه ديديم ، ليست اشتراك آن در 6 - 4 نوامبر 1890 انتشار يافت . بلافاصله پس از اين تاريخ ، به گمانم حدود 20 نوامبر ، يكى از سردمداران اصلى اين ماجرا از من دعوت كرد كه در لندن با وى ملاقات كنم . درست هنگامى كه در حال ترك كمبريج بودم ، چندين شماره از روزنامهء « اختر » را كه اشتراك داشتم ، توسط پست از قسطنطنيه دريافت كردم و در حالى كه به سوى لندن مىرفتم مقالهء زير را خواندم ( اختر . پنجشنبه 11 نوامبر 1890 ، شمارهء 13 از هفدهمين سال انتشار ، صفحات 100 - 99 ) :

( ( انحصار تنباكو در ايران ) )

« روزنامه تركىزبان « صباح » در خصوص انحصار دخان در ممالك ايران ، از روى روزنامه‌هاى فرنگستان در ضمن « اجمال » نسخهء شمارهء 430 ، مورخ بيست و پنجم ماه ربيع الاول ، تفصيلى نگاشته و مطالعاتى نيز از روى حقانيت بدان افزوده بود . چون مندرجات آن را مبتنى بر خيرخواهى دولت عليهء ايران يافتيم ، از آنرو ذيلا به ترجمه و نقل آن مىپردازيم : »
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 59 | ادوارد براون / مهرى قزوينى