تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
گسترش « ترس از روس » از طريق « خاطرنشان ساختن ( به انجمنهاى ايالتى ) خطر تظاهرات بيخردانه عليه يك قدرت دوست است كه حكومت ايران بكرات از سوى آن اطمينانهايى مبنى بر عدم دخالت در امور داخلى كشور » دريافت داشته است و « به اين تضمينها اطمينان ضمنى دارد « 1 » . » اگر مردم عادى ايران در اين « اطمينان ضمنى » حكومت شريك نيستند ، روسيه نبايد آنها را سرزنش كند ، بلكه بايد تضاد بسيارى را كه بين وعده‌ها و اقداماتش وجود داشته است ، رفتار متكبرانه سربازانش در خاك ايران ، و اعتقاد تقريبا يكپارچهء مطبوعات خود ، چه ارتجاعى و چه ليبرال ، در اين مورد كه اين سربازان ، عليرغم تمامى تضمينها دالّ برعكس مسئله ، تا روز قيامت در ايران باقى خواهند ماند مگر آنكه يك نيروى برتر آنها را از آنجا بيرون براند ، را مقصر بداند . و نيز ، همچنانكه توسط نامه‌هاى ذيل ، مورخ 8 و 10 ژوئيه 1909 كه از رشت و توسط يك تن از ساكنان انگليسى معمولى در ايران پيرامون ورود سربازان روسى در آن شهر نگاشته شده ، معلوم مىشود ، ايرانيها در عدم اعتماد خود در زمينهء مقاصد و هدفهاى روسيه تنها نيستند . « هشتصد تن از قزاقهاى روسى در بندر انزلى پياده شده‌اند ، و قرار است تعداد بيشترى وارد گردند . » ايرانيها درحالىكه اشك در چشمانشان حلقه زده بود به ديدار من آمدند . آنها سئوال مىكردند كه چرا ، پس تمامى تلاشهاى موفقيت‌آميز آنان در جهت حفاظت از اموال و اشخاص اروپايى ، بايد تحت چنين اهانتهاى بيشترى قرار بگيرند . بازارها تماما بسته مىباشند و به مردم دستور داده شده است كه به گاه عبور بربرهاى اهل « شمال » هيچكس نبايد در خيابانها ظاهر شود و هيچ سخنى نبايد گفته شود . « گفته مىشود قزاقها به سوى تهران خواهند رفت و در آن‌جا برخى از آنها جهت حفاظت از سفارتخانه‌ها اعزام خواهند شد . اگر اين سخن حقيقت داشته باشد ، آيا اين براى سفارت بريتانيا خفت و خوارى نيست كه توسط افرادى « محافظت » شود كه از تمايلات دوستانه نسبت به بريتانيا بسيار دور هستند و از نظر معيار تمدن واقعا پائين‌تر از مردم بدبخت تهران ؟ » « مشهد در وضعيتى وحشتناك به سر مىبرد . در آوريل گذشته ، من در سر را هم از سيستان به اينجا ، از آنجا گذشتم . در آن موقع شهر آرام بود و هيچگونه احساسات نامساعد عليه اروپائيان وجود نداشت . شما در روزنامه‌ها نتيجهء ورود سربازان روسيه را مشاهده كرده‌ايد . يك بار من به سركنسول
هامش
( 1 ) . مراجعه شود به ديلى تلگراف ، مورخ 22 ژوئيه 1909 .