تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
مىنويسد : - « متأثر خواهيد شد اگر بشنويد اوضاع رو به وخامت نهاده است . 625 تن از قزاقها اينجا ، ديروز صبح بسيار زود ، اينجا را به قصد رشت ترك گفتند . جمعيتى از مردم رشت ، بدون سلاح ، به خيابان‌ها ريخته و عليه ورود آنها تظاهرات كردند . من معتقدم كه اكنون آنها در كنسولگرى روسيه در رشت ، و در انتظار رسيدن توپخانه و سربازان پياده‌نظام مىباشند . در حال حاضر پياده‌نظام روسيه در حال پياده شدن در ساحل هستند . مردم انزلى جهت تظاهرات به استقبال آنها رفته‌اند . » « كنسول روسيه به مدير محلّى گمركات ، آقاى كنستانت ، اطلاع نداد كه قرار است سربازان در ساحل پياده شوند . و از آنجا كه وى هيچ اختيارى در رابطه با اجازهء ورود به آنها نداشت ، از دادن اجازه به آنها جهت پياده شدن در اسكلهء گمركات امتناع ورزيد . آنها به « كادكاز و موركور « 1 » » رفتند . وى آنها را دنبال نمود كه ببيند چه مىكنند . اين امر منجر به يك گزارش رسمى طولانى گرديد ، كه در آن افسر فرمانده قزاقها شكايت كرده بود كه « اين فرد با حالتى تظاهرآميز در جهت قدمهاى يكى از سربازان تف انداخت . » وى خواستار يك عذرخواهى شد ، كه نيازى نيست گفته شود كه انجام نگرفت . من مىخواهم از اين مراسله يك سواد تهيه كنم . » « علاوه بر آن ، شخصى به نام آقاى ايوانف از سفارت روسيه آقاى كنستانت را با لحنى دوستانه مورد سرزنش قرار داد و گفت : « ببينم ، شما چرا خواستار اجازه‌نامه جهت اجازهءعبور دادن به سربازان هستيد ؟ حال كه ما مستقر شده‌ايم ، ديگر نيازى به آن نخواهد بود . » « خون تمامى اروپائيان پاك‌نهاد ، خواه انگليسى خواه فرانسوى ، بلژيكى يا آمريكايى به جوش آمده است . اين اغراق نيست . آيا حكومت انگليس تشخيص مىدهد كه چه اتفاقى در حال وقوع است ؟ آيا هيچكارى جهت جلوگيرى از اين استبداد نمىتوان به عمل آورد ؟ قزاقها ، هنگام ورود به بندرگاه ، به پرچمهاى در اهتزاز و نواختن موزيك وارد شدند . » « امروز افراد پياده‌نظام همراه سرنيزه‌هاى خود وارد شدند . من شنيده‌ام كه 300 تن قزاق به مشهد اعزام گرديده‌اند . اين رسوائىآميز است . من مشهد را به خوبى مىشناسم ، و اگر در آنجا ناآراميهايى وجود داشته است ، كنسول فعلى روسيه ، شاهزاده « وابيجا » آن را به وجود آورده تا در جهت هدفهاى خودخواهانهء خويش از آن بهره گيرد . احتمالا وى خونريزى را در سر خود مىپروراند ! . . . « 2 » »
هامش
( 1 ) . يعنى اسكله شركت روسى كه صاحب كشتيهاى تجارىست كه در درياى خزر تردد مىكنند . ( 2 ) . در اينجا ، انتقاد از يك مقام ديگر كنسولگرى به عمل مىآيد ، كه من بهتر ديدم آن را حذف كنم .