( بريتانيا ) گفتم كه ترجيح مىدهم بميرم تا توسط روسها محافظت شوم . وى از اين سخن بسيار آزرده شد . »
« مليّون به انگلستان نظر داشتند ، امّا از سياست « سر خمكردن » ما در برابر روسيه بسيار متحيّر شدهاند . »
« معاون كنسول بريتانيا هيچ خبر رسمى از پياده شدن قزاقها در اينجا نداشت . با در نظر گرفتن اينكه قرار است انگليسيها و روسها در هماهنگى با يكديگر عمل كنند ، دستكم مىتوان گفت كه عدم ارسال هيچگونه خبرى در اين زمينه ، از سوى همكار روسى وى ، بسيار شگفتانگيز است . »
« چند وقت پيش ، از طريق تلگرامى روشن و واضح ، به معاون كنسول اطلاع داده شد كه عدهاى سرباز به سفارت روسيه اعزام گرديدهاند و او ( كنسول بريتانيا ) بايد به سفارت روسيه برود تا دستورات مربوط به سياستى كه بايد تعقيب گردد را دريافت كند ! »
« مليّون اينجا تصميم دارند تقاضاى ديگرى را براى دولتهاى مختلف اروپايى ارسال كنند . آنان از دريافت پاسخ نااميد هستند ، زيرا تاكنون هيچگونه پاسخى از سر لطف براى آنها ارسال نگرديده است . معهذا ، من مثل آن بيوه و قاضى ظالم را متذكر شدم . فقط در صورتى مىتوان آنها را از نااميدى رهانيد كه حتما به خواستههاى آنها گوش فراداده شود . »
« آنها در ارسال تلگرام با دشواريهاى عظيمى مواجهند زيرا تلگرافخانه تهران هنوز در اختيار « دولت » قرار دارد « 1 » . »
« يكى از انگليسيان به من گفت « آيا تايمز نمىتوانست وادار به نوشتن « حقايق » در مورد وضعيت اوضاع در ايران شود ؟ » من چنين كردهام ، امّا نمىدانم كه حاصلى خواهد داشت يا خير . »
« بين افراد انگليسى كه ايرانيان را « مىشناسند » ، هيچگونه اختلاف عقيدهاى وجود ندارد . آيا نمىتوان عقيدهء عمومى در انگلستان را برانگيخت ، يا شايد انگلستان هنوز آنچنان دچار ترس از آلمان است كه بايد به معامله با حكومتى آنچنان وحشتناك چون روسيه تن به معامله دهد ؟ »
« آيا پوزشهاى مرا براى نوشتن اين نامه پذيرفته و مرا خواهيد بخشيد ؟ اگر نمىدانستم كه اين اقدام از سر حسننيت است ، جرأت نمىكردم كه مزاحم شما شوم . »
همين خبرنگار ، در نامهء دوم خود كه دو روز بعد از بندر انزلى ارسال گرديده است ، چنين
هامش
( 1 ) . منظور از « دولت » ، طرفداران محمد على شاه است كه اكنون از سلطنت خلع گرديده است .