در مبارزات ملّيون در 1882 از كشورش اخراج شده بود ، پيوست . ايندو شروع به انتشار يك هفتهنامهء عربىزبان تحت عنوان « العروة الوثقى » نمودند كه عمدتا سياسى و سخت ضدانگليسى بود .
من از اين نشريه ، كه عنوان فرانسوى
" Le Lien Indissoluble "
را نيز داشت ، تنها يك نسخه - شمارهء 17 - مورخ 25 سپتامبر 1884 را در اختيار دارم و لهذا مىتوان چنين استنباط كرد كه آغاز انتشار اين جريده در حدود ماه مه آن سال بوده است . شمارهء بعدى - شمارهء 18 - آخرين شمارهء اين نشريه بود ، زيرا حكومت انگليس كه از شدت حملات و نيز نفوذ فزايندهء آن هراسيده بود ، ورودش به هند را متوقف ساخته و يحتمل از تمهيدات ديگرى نيز جهت پايان دادن به حيات اين جريده استفاده كرد .
سيد جمال الدين ، كه طى اقامت در پاريس قدرى فرانسه آموخته بود ، نظريات خود را در مطبوعات اروپايى طرح كرده و همچنين با « رنان »
( Renan )
به مباحثهاى فلسفى پيرامون « اسلام و علم » پرداخت .
مقالات سياسى وى در باب انگلستان ، روسيه ، تركيه و مصر در مطبوعات انگليس درج گشته و سياستمداران برجستهء وقت انگليس او را به عنوان شخصيتى برجسته و در عين حال هراسانگيز تلقى مىكردند . به رغم اين نكته ، وى طى اين دوران - در 1885 - به لندن آمد و لرد راندولف چرچيل
( Lord Randolph Churchill )
، سر دروموند ولف
( Sir Drummond Wolff )
، و به نظر من لرد ساليسبورى
( Salisbury )
، كه خواستار اطلاع از نظرياتش در مورد « مهدى » برخاسته در سودان و خاصه امكان سازش با وى بودند ، با او مذاكره كردند . پس از تلاشى « عروة الوثقى » ، سيد جمال الدين پاريس را به قصد مسكو و سنپطرزبورغ ترك كرد و در آنديار به نحوى شايان مورد پذيرش قرار گرفت و چهار سال در آنجا اقامت گزيد « 1 » . طى اين دوران وى توانست با واداشتن تزار به صدور مجوز چاپ قرآن و ساير كتب مذهبى ، خدمت بسزايى به اتباع مسلمان روسيه كند .
طى اقامت سيد در پايتخت روسيه ، ناصر الدين شاه در بازديدى از آن كشور به ملاقات سيد ابراز تمايل نمود . سيد اين تمايل را ناديده گرفت . امّا ، كوتاه زمانى پس از آن ملاقاتى بين ايندو در مونيخ صورت پذيرفت . شاه اصرار داشت سيد را همراه خود به ايران بازگرداند و منصب صدارت عظما را به وى پيشنهاد كرد . سيد نخست اين دعوت را ، به دستاويز تمايل به ديدار نمايشگاه پاريس رد كرد . امّا ،
هامش
( 1 ) . به نظر مىرسد كه وى لااقل دوبار به روسيه سفر كرده است : يك بار در 1885 ، در پى شكست در دستيابى به تفاهمى رضايتبخش با حكومت انگليس ، و ديگربار در 1889 ، پس از ملاقات با ناصر الدين شاه در مونيخ كه امين السلطان او را به مأموريتى محرمانه در وزارت خارجهء روسيه گسيل داشت . طبق شرح حال مندرج در « مشاهير الشرق » - ص 62 - ، نخستين سفر سيد به ايران در پاسخ دعوت تلگرافى ناصر الدين شاه ، در اوايل سال 1886 ، بود كه به وزارت جنگ منصوب گشته ، به ديدار ظل السلطان در اصفهان رفت و سرانجام با حصول اجازه ، به عنوان تغيير آب و هوا به روسيه بازگشت . سفر دوم او به ايران در 1889 بود كه به دومين تبعيد وى در 1890 انجاميد .