طلاب و ديگر كسانى كه از شهرتش آگاه گشته بودند ، گرد وى جمع شده او را واداشتند كه در منزلش به ايراد سخنرانى براى ايشان بپردازد . سيد براى اين مستمعين پرشور پيرامون برخى از پيشرفتهترين كتب درسى در زمينهء رشتههاى مختلف الهيات اسلامى ، فلسفه ، فقه ، نجوم و تصوف سخن گفت .
شهرت و نفوذش در مصر همچنان رو به افزايش بود . سيد توجه خود را به تعليم هنر بيان اديبانه به تلاميذ خود معطوف داشته ، ايشان را به نگارش مقالاتى در باب موضوعات مختلف ادبى ، فلسفى ، مذهبى و سياسى ترغيب مىكرد . تا آنزمان تنها معدود نويسندگانى توانا در مصر وجود داشتند كه برجستهترين ايشان عبد اللّه پاشا فكرى ، خيرى پاشا ، محمد پاشا ، مصطفى پاشا وهبى و شمارى ديگر بودند . امّا ، اكنون به يمن مساعى سيد تعداد نويسندگان تواناى جوان رو به فزونى نهاد .
بههرحال ، در اينجا نيز وجودش دشمنى و حسد برخى محافل را برانگيخت . روحانيون قشرى مساعى وى در احياء مطالعهء فلسفه را مردود دانستند . در همين حين ، آقاى ويويان
( Vivian )
- « لرد » بعدى - ، سركنسول بريتانيا ، كه به فعاليتهاى وى ظنين بود توانست توفيق پاشا ، خديو جديد ، را به صدور دستور اخراج سيد و همراه وفادارش ابو تراب « 1 » از مصر وادارد . اين واقعه در سپتامبر 1879 رخ داد و سيد دگرباره روانه هند شده در حيدرآباد دكن سكنا گزيد و در آنجا ، چنان كه گذشت ، رسالهء « الرّد على الدّهريين » را تأليف نمود كه در 1298 ه . ق - 1881 م . - به زبان فارسى به چاپ سنگى رسيد .
در 1882 ، جنبش « جوانان مصر » كه سيد با آن ابراز همبستگى كرده و هدف اوّليهاش تحديد قدرت خودكامه و نامعقول خديوها و جلوگيرى از دخالت و تسلط بيگانگان بود ، به قيام عربى پاشا ، بمباردمان اسكندريه ، نبرد تل الكبير و اشغال مصر توسط انگليسها انجاميد . قبل از آغاز اين منازعه ، سيد جمال الدين توسط حكومت هند از حيدرآباد به كلكته فراخوانده شد و تا پايان درگيرى و شكست ملّيون مصر در آنجا بازداشت گرديد و پس از آن رخصت يافت كه هند را ترك گويد . وى نخست به لندن رفته ، پس از چند روز توقف عازم پاريس گرديد و سه سال در آن شهر اقامت گزيد .
طى اقامت در پاريس به دوست و مريدش شيخ محمد عبده « 2 » ، مفتى اسبق مصر كه به سبب شركت
هامش
( 1 ) . طبق مفاد « بيدارى ايرانيان » - ص 98 - ، ابو تراب نخست در خدمت مجتهد بزرگ آقا سيد محمد طباطبايى بود . امّا ، به سبب ارادت به سيد جمال الدين به وى پيوسته ، او را در سفرهايش همراهى نمود .
( 2 ) . يك ترجمه حال عالى و بسيار كامل در باب زندگى شيخ محمد عبده ، توسط دوست و مريدش سيد محمد رشيد رضا سردبير ماهنامهء عربى زبان « المنار » ، در 1324 ه . ق - 1906 م . - در قاهره به چاپ رسيد . من تنها مجلدات دوم و سوم اين اثر را در اختيار دارم كه جلد دوم شامل 560 و جلد سوم 428 صفحه است .