تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
رشتهء تحرير درآورد . در 19 نوامبر 1908 ، شاه دستخط تازه‌اى خطاب به روحانيون ، صادر كرد كه در آن ايضا اعلام شده بود « حال كه مكشوف داشتيد تأسيس مجلس با قواعد اسلامى منافى است . . . » وى « بالمره از اين خيال منصرف » شده و « ديگر عنوان همچو مجلس نخواهد شد « 1 » . » در نتيجهء دريافت يادداشت مشترك شديدالحنى از سوى نمايندگان انگلستان و روسيه ، به فاصلهء كوتاهى اين دستخط موقوف گرديد و وعده‌هاى تازه‌اى در مورد تأسيس « مجلس متناسب با نيازهاى مردم ايران ، امّا نه موجب هرج‌ومرج و دردسر در كشور » داده شد « 2 » . اين طفره رفتنهاى مستمر ، تغيير جهت دادنها و سخنان دوپهلو فقط منجر به آن گرديد كه نه تنها مردم خودش ، بلكه نمايندگان خارجى نيز ، كه تلاشهايشان در جهت ايجاد نوعى سازش كارساز مستمرا توسط لجاجت و عدم توجه بيباكانهء وى نسبت به وعده‌ها و پيامدهاى آن خنثى گرديده بود ، از اطراف وى كاملا دور شوند . در اين ضمن ، طى نيمهء دوم نوامبر 1908 ، مليّون تبريز ، عليرغم ورود 300 قزاق ايرانى و 6 قبضه توپ براى تقويت محاصره‌كنندگان ، به موفقيتهاى چندى نايل آمدند و شهرهاى مراغه ، ديلمان و ميناب ، در نزديكى درياچهء اروميه ، را يا به تصرف خود درآورده يا به سوى خود جذب نمودند « 3 » . ديگر ايالات ، كه از اين پيروزى تشويق گرديده و از رفتار شاه بيزار شده بودند ، شروع به شورش نموده در اين‌زمان و نهضتهاى ملّى ، با درجات متفاوت ، در رشت و استرآباد ، در ساحل درياى خزر ، سربرآوردند . در حالى كه مصلحت ديده شد اصفهان تحت حكومت‌نظامى قرار گيرد و امتناع شاه از اعادهء حكومت مشروطه پنهان گردد . سال جديد با شورشهاى خشونت‌آميز در اصفهان ، كه بدوا ناشى از عدم محبوبيت حاكم آن و سوءرفتار سربازان بود ، آغاز گشت . شمارى از مردم شهر در يكى از مساجد پناه گرفته و تعدادى ديگر در كنسولگرى روسيه « 4 » . اين مسئله كه چرا سركنسول بريتانيايى ، آقاى گراهام ، از پذيرفتن آنهايى كه از وى پناه جستند امتناع ورزيد « 5 » ، امّا يك يا دو روز بعد حاكم ( اصفهان . م ) اقبال الدوله را پذيرفته و به
هامش
( 1 ) . كتاب سفيد [ كد 4733 ] ص 80 ، ضميمه شماره 17 . ( 2 ) . همان مرجع ، ص 10 ، ضميمهء شمارهء 19 . ( 3 ) . همان مرجع ، ص 11 ، ضميمه شمارهء 19 . ( 4 ) . كتاب سفيد ، [ كد 4733 ] ص 16 شمارهء 30 ، و ص 46 شمارهء 78 . ( 5 ) . همان مرجع ، ص 30 تحت عنوان « اصفهان » و ص 46 شمارهء 78 .