تلگرافا ، حكم بر حرمت نمودند ، در اينصورت ، ما هم از اين خيال بالمره منصرف و ديگر عنوان همچو مجلس نخواهد شد « 1 » . »
پس از اين اعلاميه ، مجتهدهاى بزرگ كربلا و نجف ، كه مقام روحانيت آنها در ايران را مىتوان معادل مقام اسقفهاىاعظم در يك كشور مسيحى توصيف كرد ، تلگرام شديدالحنى براى او ارسال و در آن بيان كردند كه « اعمال وى قلب مؤمنين را جريحهدار ساخته و بيحرمتى به امام غايب است » و آنها « از هيچ اقدامى جهت كسب يك حكومت پارلمانى فروگذار نخواهند كرد » و در پايان آمده بود كه « خداوند مستبدين را لعنت فرموده است ؛ شما فعلا پيروز هستيد ، امّا ممكنست وضع اينچنين باقى نماند « 2 » . »
درواقع ، دشوار بتوان خدمات اين مجتهدان بزرگ به آرمان مشروطيت را ، كه در حمايت از آن خستگىناپذير بودند ، مورد اغراق قرار داد ، خاصه خدمات حاجى ميرزا حسين فرزند حاجى ميرزا خليل ، ملا محمد كاظم خراسانى و ملا عبد اللّه مازندرانى را ، كه چه از طريق نامه ، تلگرام و يا بيانيه در تشويق مردم ايران به مبارزه براى آزادى و خنثى ساختن نفوذ آن دسته از روحانيون پولپرست و مرتجع ، از قبيل شيخ فضل اللّه ، حاجى ميرزا حسن تبريزى و چند نفر ديگر ، كه شاه را در اين عقيده كه حكومت پارلمانى با روح اسلام ناسازگار است مورد حمايت قرار مىدادند ، فروگذار ننمودند .
توضيح اين حماقت كوركورانهء محمد على شاه دشوار است ، مگر آنكه چنين فرضى كنيم كه وى در امتناع سرسختانهاش از پذيرش هرگونه سازش يا اصلاحاتى ، توسط نفوذ محرمانهاى كه معتقد بود مىتواند در هرحال به آن تكيه كند ، تقويت مىشد . براى وى هرگز فرصتى بهتر از اينزمان ، براى كنار آمدن سودمندانه با مردمش ، وجود نداشت . زيرا تبريز هنوز در دفاع مسلحانه از مشروطيت تنها بود ، و حتى پس از يك پيروزى برجسته بر سلطنتطلبان ، در 12 اكتبر 1908 ، كه شهر را « در مالكيت بلامنازع مليّون قرار داد » آنها « تلگرامهايى براى شاه و وزير امور خارجه ارسال داشتند كه در آنها وفادارى خود به اعليحضرت را ابراز و قصد خود مبنى بر به كارگيرى تمام توانشان در حفاظت از منافع بيگانگان در اين شهر را اعلام نمودند « 3 » . » يك ماه بعد ، وضعيت براى وى نامطلوبتر گرديد ، زيرا سياست خارجى روسيه ، كه همواره دچار نوعى دوگانگى است ، در اواسط نوامبر 1908 ، بسوى
هامش
( 1 ) . كتاب آبى [ كد 4581 ] ص ص 9 - 308 شمارههاى 314 و 313 .
( 2 ) . همان مرجع ص 210 ، شمارهء 315 .
( 3 ) . كتاب آبى [ كد 4581 ] ، ص 211 ، شمارهء 316 .