فصل نهم سقوط تبريز و قيام ايالات
در آخرين روز سال 1909 ، در حالى كه سرگرم بازنگرى وقايع خطير و غيرمنتظرهاى هستم كه در ايران روى داد ، وقتى تيرگى ايام نخستين آن را با اميدهاى روشنتر زمان پايانى مقايسه مىكنم ، مملو از احساس سپاسگزارى عميقى مىشوم . بىترديد روزهاى نگرانكننده و پرخطر بسيارى روياروى ايران جديد قرار دارد ، امّا از زمان آن سال نوميدكنندهاى كه كودتاى ژوئن 1908 به دنبال داشت ، حداقل اين امكان به وجود آمده كه اميد داشته باشيم اين كشور سرانجام قوى ، تصفيه شده ، و با نيرو و روحيهاى جديد از ويرانههاى رژيم كهن سر بر خواهد آورد و مملكت هنوز بتواند در آينده نقشى را كه شايستهء گذشتهء باشكوه و طولانى اوست ايفا كند .
در ايام تيره ، كه از آن سخن گفتم ، در روز يكشنبه به سبب تيرگى نكبتبارشان در خاطرهء من به عنوان ايامى برجسته ثبت شدهاند . اوّلين يكشنبه 25 اكتبر 1908 بود كه در آنروز به ما خبر - كه خوشبختانه بعدا معلوم شد كاذب است - رسيد كه سربازان روسى از ارس گذشته و در حال رفتن به سوى تبريز هستند ؛ دومين يكشنبه روز 25 آوريل 1909 ، يعنى دقيقا 6 ماه بعد ، بود كه تلگرام ذيل را از تقىزاده دريافت كردم : -
« كنسولها تصميم به گشودن جادهها براى كمك به سربازان روسى گرفتهاند . بترسيم از نتايج اشغال روسيه . خواهشمنديم اقدامات ضرورى انجام گيرد . نظر خود را فورا تلگراف كنيد . »
انجمن ايالتى ، تقىزاده
« مورخ 24 آوريل 1909 : ساعت 30 / 10 بعدازظهر . »
قبل از آنكه در مورد شرايطى صحبت كنيم كه منجر به بروز حالتى گرديد كه در اين تلگرام بدان اشاره رفت ، يك بازنگرى به پيشرفت وقايع در خارج از تبريز ضرورى است .
از تهران خبرهاى حسابشدهء اندكى ، جهت تشويق مشروطهخواهان ايرانى و طرفدارانشان