تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
شاه از او كرد ، استقبالى سرد و تقريبا تا حد بىادبانه بود و او تصور كرد كه اجراى مقصودش بىفايده است . » « تصور مىكنم آقاى بيزوت هيچ مشكلى در ابراز نظر در باب مطالبات واقعا فورى از خزانه‌دارى ، به عنوان نمونهء مسأله‌اى همچون حقوقهاى معوق نمايندگان ديپلماتيك و كنسولى ايران در خارج و مقامات وزارت خارجه ، نداشت . مع‌هذا ، به جرأت مىگويم تا زمانى كه مشاوران مخفى فعلى ، تحت رهبرى امير بهادر جنگ « 1 » ، قدرت را در دست دارند ، بايد از ارائه حتى اين كمك امتناع كنيم . زيرا مفهوم آسودگى خاطر اعطايى آن خواهد بود كه مبالغ اندكى كه حاليه براى مخارج عمومى واقعى تأمين گشته اختلاس خواهد شد . در اين شرايط ، فكر مىكنم نفع واقعى ايران در آن خواهد بود كه از دادن هرگونه كمك مالى امتناع ورزيم . تا زمانى كه چشم‌اندازى براى كسب پول از خارج وجود داشته باشد ، اطرافيان درنده‌خوى شاه در برابر اصلاحات ، چه به عنوان شرطى براى يك وام و چه از طريق انعقاد مجلس ، مقاومت خواهند ورزيد و به‌نظر من هيچ راه مؤثر ديگرى ، غير از قطع هرگونه منبع مالى كه آنها بتوانند غارت كنند ، براى بازداشتن ايشان وجود ندارد . » در پايان سپتامبر 1908 ، شاه دستخطى ، در رابطه با اعادهء حكومت مشروطه ، صادر كرد كه آقاى تچاريكوف
( Tcharykoff )
آن را به عنوان « متناقض ، مبهم ، و آراسته به لفاظى « 2 » » توصيف كرد و بنا به گفتهء سر جورج باركلى ، كه جهت تصدى وزارت مختارى بريتانيا ، در اوّل اكتبر ، وارد تهران شده بود ، اين دستخط « عموما به عنوان يك ريشخند تلقى شد « 3 » . » اين دستخط در 27 شعبان 1326 - 24 سپتامبر 1908 - صادر و ترجمه‌اى از آن را مىتوان در صفحهء 200 كتاب آبى ، كه غالبا در پانويسها ذكر مىشود ، يافت . مع‌هذا ، شاه علاقمند بود كه حتى اين وعده‌هاى مبهم را بازپس گيرد ، و يك تظاهرات ساختگى عليه مشروطيت در باغشاه در 7 نوامبر ، كه توسط جناح ارتجاعى « 4 » سازمان داده شده بود ، بهانه‌اى به دست وى داد كه در 22 نوامبر دستخط ديگرى در لغو دستخط اوّل [ خطاب به جنابان مستطابان حجج الاسلام ] صادر و در آن صريحا اعلام كند « حال كه مكشوف داشتيد تأسيس مجلس با قواعد اسلامى منافى است و حكم بر حرمت داديد و علماء ممالك به همين نحو ، كتبا و
هامش
( 1 ) . در يادداشت بعدى ( شماره 256 ) ، آقاى مارلينگ وى را به عنوان « ديكتاتور عملى ايران » توصيف كرده است . ( 2 ) . كتاب آبى [ كد 4581 ] شماره 255 ، ص 190 . ( 3 ) . كتاب آبى ، شمارهء 258 . ( 4 ) . بويژه امير بهادر جنگ و مشير السلطنه . مراجعه شود به كتاب سفيد [ كد 4733 ] شماره 9 ، ص 3 .