افغانستان - هنوز دست نخورده باقى بود . امّا اگر روسيه موفق به نفوذ در آذربايجان مىشد ، رخنهاى در اين مركز ثقل به وجود مىآمد كه در نهايت تداوم وجود مستقل ايران و تركيه را ناپايدارتر مىساخت .
بنابراين ، اگرچه آذربايجانيها هيچ تمايلى به از دست دادن مليت ايرانى خود و پذيرفتن حكومت تركيه نداشتند ، امّا به دليل ايمان مشترك ، زبان مشترك - زيرا در سراسر آذربايجان زبان تركى زبان غالب است - ، و برخى تمايلات و خواستههاى مشترك ، شديدا حكومت تركيه را به روسيه ترجيح مىدادند ، در عين حالى كه روشن بود كه منافع تركيه در سرنوشت آذربايجان حياتىتر از منافع روسيه است . امّا تركيه ، كه درگير امور داخلى خود بود ، فرصت كمى براى انديشه در مورد سياستهاى آسيايى داشت ، اگرچه احساسات موافق « تركهاى جوان » نسبت به رفتار ايرانىشان آزادانه ابراز مىشد ، در عين حال با نگرانى ناظر اقدامات روسيه در مرز شمالغربى ايران بودند .
در واقع برخورد روسيه نگرانيهاى عظيمى را در ساير نقاط موجب آمد . نقشى كه كلنل لياخوف و ديگر افسران بريگاد قزاق در كودتا ايفا نمودند ، و طراحى تمامى عمليات از سوى روسيه ، از همان ابتدا روشن بود و جزئيات كاملترى كه از سوى خبرنگاران مقيم و پناهندگان ايرانى ، كه عليرغم تمامى اقدامات پيشگيرانهء كلنل لياخوف جانشان توسط سفارت انگليس نجات داده شده بود و طى اواخر تابستان 1908 وارد اروپا شدند ، دريافت گرديد ، فقط تأئيد بود بر اين اعتقاد كه حكومت روسيه ، كه همواره و در همهجا دشمن بيرحم آزادى است ، مصمم است نهضت مشروطيت در ايران را سركوب و قدرت خودكامهء محمد على شاه را اعاده كند كه طبق روايات ، ترجيح مىداد يك رعيت روسى با قدرت مطلقه بر ملت خود باشد تا حاكم مشروطهء كشورى آزاد و مستقل . در آنزمان شواهدى دالّ بر اقدامات زيانبار به حال مشروطهخواهان ايرانى ، نه تنها توسط كلنل لياخوف كه از سوى آقاى دومارتديگ ، وزيرمختار روسيه در تهران ، آقاى پاختيانوف ، سركنسول روسيه در تبريز ، و ديگر نمايندگان حكومت روسيه ، ارائه گشته و مقالات بسيارى در اين زمينه در روزنامههاى انگليسى درج گرديد . طبق معمول روزنامهء تايمز ، كه قبلا مورد بحث قرار گرفت ، مقالهاى تحت عنوان « روسيه و مسئلهء ايران » در شمارهء 7 نوامبر 1908 آن درج گرديد كه در آن پناهندگان ايرانى و دوستان انگليسى آنها به سبب ترديد در مورد حسننيت روسيه سرزنش شده ، ترس آنها از دخالت روسيه در آذربايجان استهزاء گشته و در پايان با صريحترين نحو دكترين مطلوب تمايز در اين مورد كه در گفتار و نوشتار مصلحت بايد بيش از حقيقت در نظر گرفته شود را ابراز گرديده بود . در اين مقاله آمده بود :
« در اين لحظه بايد مسئلهء ايران را نه از نقطهنظر محلى و منطقهاى ، بلكه از نقطهنظر دشواريهاى
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 238
مساهمون: ادوارد براون
ص٢٣٨