خشم مشروطهخواهان را برانگيخت و يكى از آنها به سوى مير هاشم تيراندازى كرد كه خطا رفت و بلافاصله دستگير و به قتل رسيد . پس از اين ماجرا ، مرتجعين در « دوهچى » - يا محلهء « شترداران » - اجتماع كردند و چندين تن از مشروطهخواهان برجسته را ربوده و به قتل رساندند ، در حالى كه از سوى ديگر بمبى به سوى خانهء مجتهد ، واقع در محلّهء « چهارمنار » ، در مجاورت بلافصل شرق « اميرخيز » ، پرتاب گرديد . پس از آن جنگ عمومى درگرفت و زمانى رسيد كه مشروطهخواهان آنچنان تحت فشار قرار داشتند و از پايدارى خود نوميد كه اكثر آنها ، از جمله باقر خان ، پرچم سفيد را به نشانهء تسليم بلند كردند . امّا ستار خان ، با معدودى از پيروان صاحب عزم خود ، مواضع از دست رفته را مجددا بازيافت و روحيهء تضعيفشدهء پيروان خود را از نو تقويت و موفق شد سرنوشت مبارزه را كاملا تغيير دهد .
مرحلهء دوم محاصره ، كه طى آن ستار خان تبريز و دستكم برخى از جادههاى منتهى به آن و نيز برخى مناطق مجاور را در اختيار داشت ، متأسفانه ، مرحلهايست كه در حال حاضر كمترين و ناقصترين گزارشات را در آن مورد در اختيار داريم . زيرا از زمان عزيمت كاپيتان آنجينيو ، در اواخر اكتبر 1908 ، تا ورود آقاى مور ، در اواخر ژانويه 1909 ، اخبار مستقيم اندكى از تبريز به انگلستان مىرسيد . انقلاب موفق تركيه ، در ژوئيه 1908 ، رهبران جناح مشروطهخواه ايران را شديدا تشويق نمود « 1 » ، و از آن به بعد نگاه ايرانيها ، نه با ترس كه با اميد ، به سوى مرز غربىشان معطوف گرديد ، خاصه آنگاه كه در اكتبر 1908 ، شايعات شومى مبنى بر پيشروى روسيه « جهت اعادهء نظم » در آذربايجان رايج شد . خصومت ديرينه بين ايران و تركيه ، كه عمدتا ناشى از كينههاى كهن سنى و شيعه بود و غالبا مورد بهرهبردارى قدرتهاى اروپايى - خاصه روسيه - در جهت رسيدن به اهدافشان قرار مىگرفت ، در سالهاى اخير بسيار تخفيف يافته و به يمن تعاليم سيد جمال الدين و جانشينان وى - كه نام شاهزاده حاجى شيخ الرئيس ، نويسندهء كتاب « اتحاد الاسلام » و ديگر كتابهاى مشابه ، از جمله نامهاى شايستهء ذكر در اين رابطه است - اين دو كشور مستقل و عمدهء اسلامى شروع به تشخيص اين مسئله كردند كه داراى وجوه اشتراك بسيارى ، در هردو زمينهء بيمها و اميدها ، هستند . اگرچه سرزمينهاى بسيارى طى قرن گذشته از قلمرو اسلام جدا گشته ، امّا مركز ثقل آن - ايران ، تركيه ، عربستان و
هامش
( 1 ) . اين خبر در 4 اوت ، توسط سركنسول عثمانى ، به تبريز رسيد و بلافاصله شهر به بيانيهاى تزئين گرديد . بدين مضمون كه « اگر آنها مىتوانستند قبل از ورود يك والى جديد با نيروهاى تقويتى ، به يك راهحل رضايتبخشى دست يابند ، سلطان همانقدر پادشاه خوبى خواهد بود كه شاه . » ( كتاب آبى [ كد 4581 ] ، شماره 228 صفحهء 177 . )