تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
روشنگرانه از مشاهدات و انديشه‌هايش را در « لازى فرانسز »
( L'Asie Francaise )
، مورخ ژانويه و فوريه 1909 ، به چاپ رساند « 1 » . شاهد سوم آقاى دبليو . ر . مور بود كه به عنوان خبرنگار مقيم ديلى نيوز ، ديلى كرونيكل ، و منچستر گاردين ، در ژانويه 1909 به آنجا رفت و تا پايان محاصره ، در آوريل 1909 ، در آنجا باقى ماند . از آنجا كه زمان كوتاهى پس از ورود وى به تبريز محاصرهء اين شهر كامل شد ، تعداد معدودى از نامه‌هاى وى به مقصد رسيد . امّا طى سه ماهى كه در آن‌جا اقامت داشت ، گزارشاتى را آماده كرد كه همراه با حدود 30 تلگرام ، كه برخى از آنها به‌طور قابل‌توجهى طولانى هستند ، ارائه شد . اين گزارشات و تلگرامها يك منبع باارزش اطلاعاتى را تشكيل دادند . اوّلين مقالهء وى در شمارهء 21 ژانويه و آخرين آنها در شمارهء 22 آوريل درج گرديد . در مبارزهء تبريز سه مرحلهء متمايز وجود داشت : مرحلهء اوّل ، دورهء كوتاهى از مبارزات خيابانى بود كه در آن مشروطه‌خواهان ، تحت رهبرى ستار خان و باقر خان ، فقط يك يا دوتا از 30 محلّهء تبريز را در اختيار داشتند كه برجسته‌ترين آنها محلهء « اميرخيز » واقع در كنار رودخانهء « آجى چاى » در شمال‌غربى شهر بود . طى اين دوره ، اگر دلاورى ستارخان نبود سلطنت‌طلبان به يك پيروزى كامل و سريع دست مىيافتند . دورهء دوم هنگامى بود كه سلطنت‌طلبان ، كه از تمام يا بخش عظيم شهر اخراج شده بودند ، هنوز قادر به مسدود كردن جاده‌هاى منتهى به تبريز و جلوگيرى از عبور غذا و نامه نبودند . راه جلفا به مرز روسيه بيش از بقيهء راهها باز باقى ماند و هنگامى كه آقاى مور در نيمهء دوم ژانويهء 1909 از آن عبور كرد ، اين جاده هنوز در دست افراد ستار خان بود . امّا سرانجام در سوم فوريه ، هنگامى كه محاصرهء شهر كامل شد ، اين جاده هم بسته شد . دورهء سوم ، دورهء محاصره بود كه طى آخرين روزهاى آن قحطى به مردم بدبخت اين شهر رو نشان داد و بسيارى از ايشان از گرسنگى مردند . آخرين حملهء نوميدانهء محاصره‌شدگان به محاصره‌كنندگان در 22 آوريل صورت گرفت و 4 يا 5 روز بعد سربازان روسى ، تحت فرماندهى ژنرال زنارسكى ، جادهء جلفا را باز و براى تبريز غذا آورده محاصره را برداشتند . جنگ در تبريز در همان روز وقوع كودتا آغاز گرديد . روز قبل از آن - 22 ژوئن 1908 مجتهد تبريز ، حاجى ميرزا حسن ، امام‌جمعه ميرزا عبد الكريم ، مير هاشم ، و چند روحانى مرتجع ديگر تلگرافى به شاه ارسال و مشروطيت را نكوهش كرده ، او را به انهدام آن تشويق نمودند . اين اقدام
هامش
( 1 ) . صفحات 16 - 11 و 46 - 44 از شمارهء اوّل و صفحات 69 - 66 و 87 - 84 از شمارهء دوم ، كاپيتان آنجينيو از تبريز به تهران رفت و در 6 نوامبر 1908 شهر اخير را به قصد اروپا ترك كرد .