يك وام خارجى ( روسى - انگليسى ) و نكوهش مستمر ايرانيها به خاطر عدمعلاقه به تحمل بدهكاريهاى بيشتر به « دو همسايهءقدرتمند » خود . براى يافتن دليل اينگونه برخورد ، بايد وجود يك عامل سوم را بپذيريم ، عاملى كه ماهيتش را آسانتر مىتوان حدس زد تا اثبات كرد .
اين مسئله كه مردم ايران در عقايد تايمز در زمينهء عدمكفايت و بيهودگى اوّلين مجلس و عدم مناسبت حكومت مردمى براى ايران سهيم نبودند ، به زودى و پس از آنكه اين مردم توانستند اندكى از بهت و حيرت ناشى از كودتاى 23 ژوئن 1908 برون آيند ، بهطور كامل روشن گرديد . اندك اندك تقريبا تمامى شهرهاى مركزى مهم گرد آرمان مردمى جمع و عليه پادشاه پيمانشكنى متحد شدند كه رسما ، و دستكم در چهار مورد جداگانه ، « به كلام اللّه مجيد و تمامى آنچه كه در نزد خداوند عزيز است » سوگند ياد كرده بود كه تمامى تلاش خود را « جهت حفظ استقلال ايران ، حفاظت و حمايت از مرزهاى پادشاهى و حقوق ملت ، رعايت قانون اساسى مشروطه ايران ، و حكومت برطبق قوانين مستقر كشور » به كار گيرد . امّا اين تبريز ، دومين شهر بزرگ كشور ، مركز بزرگ صنعتى شمالغرب و منچستر ايران ، كه بهتر از هركس محمد على شاه را مىشناخت و كمتر از همه وى را دوست داشت ، و بهتر از همه آزادى و استقلال را مىشناخت و بيش از همه آنها را دوست مىداشت ، بود كه « پرچم را طى تقريبا ده ماه در اهتزاز نگاهداشت » در حالى كه تهران در زير چكمههاى آهنين كلنل لياخوف و قزاقهاى وى به خاك افتاده بود ، و اين شهر بود كه سرانجام قبل از آنكه تسليم فشار گرسنگى شود ، شجاعت و زمانى را كه اصفهان ، رشت و ديگر شهرها جهت اجتماع گرد آرمان مردمى نياز داشتند به آنها اعطاء نمود .
در اين نگارش ، جزئيات تاريخ محاصرهء تبريز هم غيرممكن و هم غيرضرور است . غيرممكن از آن جهت كه مطالب لازم براى چنين تاريخچهاى هنوز در دسترس نيست ، اگرچه مىدانم قبلا روايتى پيرامون اين محاصره در ايران نگاشته شده است . غيرضرورى از آنجهت كه هماكنون روايات منتشر شدهء سه شاهد عينى مستقل اروپايى از مراحل اوّل و آخر اين وقايع را در اختيار داريم . از اين سه تن ، اوّلين آنها كاپيتان ليونل جيمز ، خبرنگار مقيم تايمز ، بود كه نامههايش كمك زيادى به برانگيختن علاقه به دفاع از تبريز ، در اين كشور ، كرد . بدبختانه ، روزنامهء تايمز ، در 5 اكتبر 1908 ، وى را از اين سمت بر كنار ساخت . علاوه بر نامههايش كه در تايمز چاپ شد ، وى چندين فصل از كتاب خود تحت عنوان « ميانبرها و راههاى باريك » را به اين موضوع اختصاص داد . شاهد دوم كاپيتان فرانسوى « آنجينيو »
( Anginieuv )
بود كه از 14 سپتامبر تا 7 اكتبر 1908 در تبريز به سر مىبرد و روايتى