تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
ديده‌ايم كه در رابطه با انجمنهاى غيررسمى ، يا كلوبها ، كه اولين آنها انجمنهايى بودند با ويژگى محلى ، نظير انجمنهاى اصفهانيها يا تبريزيهاى مقيم پايتخت ، كه بيشتر وظيفهء مراقبت از منافع شهر يا ايالت مربوط به خود را بر عهده داشتند . ديگر انجمنهاى غيررسمى اساسا داراى ويژگى سياسى ، و شايد معدودى از آنها ويژگى انقلابى داشتند . همانطور كه ديديم ، آنها نقش عظيمى در تاريخ اين دوره ، خاصه در زمان وقوع دو كودتا ، ايفا كردند و به عبارتى ستون فقرات حزب مردمى را تشكيل مىدادند و مجددا ، پس از فاجعهء 23 ژوئن 1908 ، كه ديگر مجلس ملّى وجود نداشت ، اين آنها بودند كه مقاومت ملّى را سازمان داده و تلاش مشتركى را ، كه سرانجام سرنگونى محمد على شاه و اعادهء مشروطيت را موجب گرديد ، ممكن ساختند و به كمك انجمنهاى مستقر در خارج ، خاصه انجمن « سعادت » در قسطنطنيه ، كشورهاى خارجى را از پيشرفت وقايع ايران مطلع نموده و به بىاثر ساختن اخبار كاذبى كه با تلاش برخى افراد ذينفع منتشر مىشد كمك كردند . اقدامات انسان‌دوستانهء انجمنهاى غيررسمى را نيز بايد به خاطر سپرد . اقداماتى از قبيل كمك مالى به بيماران و فقرا ، و شايد مهمتر از همه تأسيس كلاسهاى شبانه بود كه براى آموزش اقشار پائين كشور در زمينهء وظايف شهروندى و وطن‌پرستى سازمان داده شد . در انجام اين وظيفه ، خطبا و سخنرانان مردمى همچون ملك المتكلمين فقيه و آقا سيد جمال - كه متأسفانه هردو از جمله قربانيان انتقام‌جويى شاه ، در ژوئن 1908 ، بودند - قدرتمندانه آنها را يارى مىدادند و بىوقفه به مردم تفهيم مىكردند كه براى گريز از دخالت خارجى ، مطلقا ضرورى است كه به هيچيك از اتباع خارجى مقيم يا مسافر در ايران كوچكترين آزار يا آسيبى وارد نشود . عمدتا به يمن تلاشهاى اين افراد بود كه خارجيان مقيم ايران ، طى اين دورهء شديدا ناآرام كه برخى مواقع تقريبا به مرحلهء جنگ داخلى مىرسيد ، از امنيت برخوردار شدند . جاى اين سئوال وجود دارد كه آيا تاريخ مىتواند نمونهء مشابهى را ارائه دهد كه در آن خارجيان از چنين امنيت كاملى ، در كشورى كه درد اوج‌گيرندهء يك انقلاب را از سر مىگذراند ، برخوردار باشند ؟ تلاش داشته‌ام نشان دهم انتقادات خشن روزنامهء تايمز و حاميان آن بر اوّلين مجلس ( ايران - م ) با واقعيات موجود قابل‌توجيه نيست ، و با مشاهدهء اين مسئله كه هيچ روزنامهء ديگرى در جهان دچار چنين زحمتى در تهيهء اخبار خوب خارجى نيست ، يا داراى چنان تعداد از خبرنگاران كارآمد مقيم در خارج ، من فقط مىتوانم برخورد اين روزنامه ( نسبت به ايران - م ) را به برخى تعصبات يا گرايشهاى زيربنايى نسبت دهم كه تمامى استنتاجهاى سردبيران آن ، از مطالبى كه در دسترسشان قرار دارد ، را تحت تأثير