تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
بىترديد اين افراد بايد نوميد شده باشند . امّا من به هيچ دليلى كه حاكى از وجود شمار قابل‌توجهى از اين‌گونه افراد باشد ، برنخورده‌ام . قضاوت ضعيف‌تر مجلس و حاميان آن در بروز كودتاى دوّم ماه ژوئن 1908 ، در مقايسه با كودتاى دسامبر 1907 ، همچنانكه مشاهده كرديم ، مربوط به دلايلى كاملا متفاوت بود و اسرارى كه تقريبا تمامى شهرهاى بسيار مهم ايران ، ابتدا تبريز و سپس طالش ، رشت و اصفهان و پس از آن بندرعباس و بوشهر ، پس از وقوع آن فاجعه‌ها در اعادهء مشروطيت و انعقاد مجدد مجلس نشان دادند ، به روشنى نشان مىدهد كه كشور در مجموع به هيچ‌روى تمايل نداشت كه هيچيك از اين دو را به عنوان يك شكست يا نوميدى تلقى كند . در رابطه با ادعاى مربوط به رشد يك جناح سلطنت‌طلب ، به عنوان نتيجهء شكست فرضى مجلس در اجراى هرگونه اصلاحات مفيد ، ترديد دارم كه فردى ، هرقدر هم مطلع ، بتواند ده و دوازده تن ايرانى را نام برد كه آگاهانه معتقد باشند منافع كشور آنها از طريق پيروزى محمد على شاه بر مجلس ملّى تأمين مىشد ، يا نتوانند اين واقعيت را تشخيص دهند كه مفهوم پيروزى وى تنها سلطهء كامل روسيه بر ايران و انهدام تمامى آزاديهايى بود كه آنچنان دشوار به دست آمده بودند . سلطنت‌طلبان ، تا آنجا كه توانستم تحقيق كنم ، كسانى بودند كه بخت خود را تماما با بخت شاه پيوند زده ، براساس سوءاستفاده‌هاى موجود رشد كرده ، براى اعمال جاه‌طلبيهاى خود اردوگاه شاه را زمينهء مساعدترى يافته و يا به سبب حسادتهاى شخصى يا نفرت از رهبران مردمى بدانسو كشيده شده بودند . برجسته‌ترين فرد ، اگرنه تنها فرد ، در گروه اخير روحانى مرتجع ، شيخ فضل اللّه ، فردى بسيار مطلع و صاحب مكتسبات بود كه بايد سرنوشت غم‌انگيزش را - كه گفته مىشود شخصا آن را عدالت تشخيص داد - در اين زمينه مورد تفحّص قرار دهيم . وى مىديد كه سيد عبد اللّه و سيد محمد ، كه در دانش و علم آنها را فروتر از خود تلقى مىكرد بالاترين مقامها را در جناح مردم اشغال كرده‌اند و ازاين‌رو ، همانطور كه روشن خواهد شد ، به سبب حسادت و حسرت مهرهء بخت خود را در طاس جناح ارتجاعى ريخت و در خدمت اين جناح مكتسبات عالى خود را هدر داد .

6 . مطبوعات آزاد

قبل از اعطاى مشروطيت در 1906 ، هيچ روزنامه‌اى كه به يادكردن بيارزد ، در ايران وجود نداشت . روزنامه‌هايى چون « ايران » ، « شرف » ، « اطلاع » و غيره اوراقى چاپ سنگى بودند كه در