ديوارهاى بهارستان و مسجد سپهسالار ، كه در مجاورت مجلس بود و از طريق درى به بهارستان راه داشت ، مستقر شدند . انجمنها نيرو گرد آورده و مجلس را به تشكيل اجلاس وامىداشتند ، در حالى كه تمامى معابر را نيز تحت حفاظت داشتند . ويژگى اين نهضت آنست كه مردم بايد در محل مجلس و مسجد ، كه در جوار هم بودند ، گرد مىآمدند . در داخل و اطراف اين دو ساختمان غريبترين جمعيتى كه تاكنون مشاهده شده بود گرد آمده بودند تا عليه قدرتهاى استبداد و جهل به آن نبرد بسيار كهن مبادرت ورزند . جوانان غربزده با يقههاى سفيد ، روحانيون با عمامههاى سفيد ، سادات با عمامههاى سبز و آبى كه نشانهء تبارشان بود ، كلاهنمديها ، عباقهوهايهاى كسبه ، كه همگى قلوبشان با آتش مقدسى مشتعل بود ، در آنجا گرد آمدند تا براى آرمان آزادى بستيزند . چه كسى آن كلمات آتشين كارلايل ، در روز فتح باستيل ، را به خاطر ندارد ؟ « امروز ، فرزندان من ، شما بايد بعينه مردان خود را رها كنيد ! با ياد اشتباهات پدرانتان و با اميد حقوق فرزندانتان ! استبداد با خشمى سرخ تهديد مىكند : كمك از هيچجا نمىرسد ، مگر از دستان خود شما . امروز شما بايد اقدام كنيد يا بميريد .
« اميدوارم خوشباورانه نباشد اگر بگويم به قلوب اين جماعت ايرانى ، كه در آنجا گرد آمده بودند تا از تمامى آن چيزهايى كه برايشان مقدس است ، يعنى آزادى و معبد روحانى خود ، دفاع كنند ، چه شور و شوق نابى افروخته بود . من دوستار مذهب نيستم . زيرا بهنظرم اين پديده ، در همهجا ، ساختهء دست استبداد است . امّا بايد انصاف داد كه در ايران مذهب ، تحت فشار شرايط موجود ، خود را در كنار آزادى يافته و اين غيرعقلايى هم نبوده است . بهندرت وظيفهاى افتخارآميزتر و شگفتتر از زعامت يك نهضت دموكراتيك در بحبوحهء يك انقلاب بر عهدهء يك مذهب قرار گرفته است . در آن ساعت اجتنابناپذير زوال مذهب در ايران ، اقتضا دارد كه ما با احترام در برابر مزارش ايستاده و با فراموش كردن بسيارى از تصوراتش ، تنها به ياد آوريم كه در تاريخ بحرانى اين ملت ، مذهب تمامى اعتبار ، قدرت و دانش خود را در اختيار آزادى و پيشرفت قرار داد و بازسازى ايران در مسير آزادى مشروطه را ميسر نمود .
« همانگونه كه پيشتر گفتم ، شاه ، پس از آن يكشنبهء غمانگيز ، شانس خود را از كف داد و بختش به زوال گرائيد . ممكن است مزدوران او بر ميدان توپخانه مسلط شده و به قتل و غارت پرداخته باشند ، امّا شجاعت اجير شدهء آنان چندان نبود كه ايشان را به حمله به مجلس وادارد . مذاكرات بين طرفين آغاز گرديد . شاه نخست كوشيد شرايطش را تحميل كند . امّا اوضاع بهتدريج دگرگون شد . روز دوشنبه ،
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 163
مساهمون: ادوارد براون
ص١٦٣