تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
فراموش كرده بوديم كه « يد اللّه مع الجماعه . » و خدا را شكر كه شاهد بوديم كه وحدت اين مردم تمامى جهان را به لرزه درآورد . اكنون به مردم تذكار مىدهم كه در سنهء ماضى آنها به‌طور انفراد صاحب قدرت نبودند و زير يوغ استبداد و خودكامگى قرار داشتند . امّا ، از زمانى كه دست به دست يكديگر داده و متحد شدند ، توانستند حق و حقوق خود را بگيرند و اميدواريم اين وحدت تا ظهور امام عصر ، عجل اللّه تعالى فرجه ، تداوم يابد - ( به اين سخن جالب توجه در ختم اين خطابهء بسيار غربى توجه شود . ) « انجمنها سبب پيروزى بودند . آنان مردم را گرد آورده و تحت آرمانى مشترك متحد ساختند و قدرتشان را تا بدان پايه گستردند كه روز امتحان ، حكومت استبدادى با كمال تعجب دريافت كه با جبهه‌اى واحد روبروست . » « من بايد به يك جنبهء ديگر از اين بحران اشاره كنم . در كلّ بخش شمال ايران ، هنگامى كه پادشاه و ملت در نبردى آشكارا درگير بودند و پايتخت منقسم به دو اردوى مسلح ، حتى به سوى يك اروپايى هم دست تعدى دراز نگرديد . اين تصادف صرف نبود ، كه اقدامى عمدى از حزب مردمى بود كه نمىخواست هيچ دستاويزى براى دخالت به دست دهد . و اين يك كشور شرقى ، يك كشور مسلمان و يك كشور « غيرمتمدن ؟ » است ! آيا اروپا مىتواند نمونهء مشابهى از چنين خويشتندارى سرسختانه ارائه دهد ؟ » « در ايران كهنه‌پرستى مرده است . ملاهاى ارتجاعى ، به رهبرى شيخ فضل اللّه ، فرياد « بابيگرى » ، « اسلام در خطر است » ، « كفار » و غيره و غيره را سردادند . امّا توسل آنها به كهنه‌پرستى عوام ، به هيچ گوش شنوايى فرونرفت . در سال جارى ، حقيقتا پيشرفت بسيارى حاصل گرديده است . در مورد سال ديگر ، چه كسى مىتواند پيش‌بينى كند كه چه پيشرفت ديگرى به دست خواهد آمد ؟ امروز مردم ، آماده بودند - من عمدا وضعيت را دست‌كم مىگيرم - كه خود را در معرض ناراحتى و خطر شديد قرار دهند . سال ديگر ، ممكن است حتى مهياى مردن براى سرزمين پدرى باشند ؛ بعينه « تودهء فرانسوى » در « والمى »
( Valmy )
كه ريشهء سلحشورى اروپا را بركندند ، حال ايران مىتواند زندگى خود را بسازد و من در اين باب مطمئن هستم . اهميت چندانى ندارد كه از چه طريقى به هدف خود برسند ، از طريق كمك يك خودكامه يا مساعى آرام و بىوقفهء يك مجلس . ايران زنده است و من بر اين باور نيستم كه اين كشور به سوى هلاكت مىرود . وضعيت هرقدر نوميدكننده به‌نظر آيد ، به هنگامى كه با دموكراسى سروكار داريم ، خاصه يك دموكراسى انقلابى ، بايد تا حدودى روى رخدادهاى غيرمنتظره