هستند . »
در 25 ژوئيه 1907 ، مجلس نخستين سالگرد مشروطيت را با تشريفات تمام برگزار كرد . در باب اين وقعه ، همان دوست طى نامهاى به تاريخ 14 اوت مىنويسد :
« طرح هرعقيدهاى در مورد پيشرفت وقايع در محدودهء تنگ يك نامه امرى است بسيار دشوار .
نظم كهن تغيير يافت و جاى خود را به نظامى جديد داد . ايران به آرامى ، امّا مستمر ، در پى رستگارى خويش است . حاميان استبداد يكى بعد از ديگرى سرنگون شده و مردم به مرور در حال كسب آن احساس مسئوليتى هستند كه مقدمهء عقل است . يحتمل شما در جرايد مقالاتى راجع به جشن ملّى سالروز اعطاى مشروطيت مشاهده كردهايد . جشن بسيار باشكوه بود و اثرى عالى بر جاى گذارد .
مىتوان گفت اين جشن مهر تأييد رسمى بر فرمان مشروطيت بود . مجلس ملّى به يك ولخرجى عاقلانه و بجا مبادرت و از هيچخرجى دريغ ننمود و جشنى را ترتيب داد كه درخور عظمت اينروز بود . بار عام بزرگى در بهارستان داده شد كه از 3 تا 10 شب ادامه يافت . بعدازظهر ما در اطراف باغ قدم مىزديم و گروه شاگردان مدارس در حين خواندن سرودى در ستايش از مجلس و عليه حكومت مطلقه به گرداگرد باغ حركت مىكردند . به مجرد تاريكى هوا ، به تريبون بزرگى كه در جلوى محوطهء بهارستان برپا و بر تمامى ميدان مسلط بود رفتيم . اين تريبون مختص هيأتهاى سياسى ، وزرا و نمايندگان بود تمامى ميدان در نور چراغها مىدرخشيد و در اطراف تريبونهاى كوچكترى توسط انجمنهاى مردمى برپا شده بود . آتشبازى با روشن كردن كتيبهاى كه در جلوى تريبون نصب و بر آن جملهء « اين جشن بر اهل ايران مبارك است » حك شده بود ، آغاز گشت . دستخطى از شاه خوانده شد كه با غريو شادى مواجه گرديد . حقيقتا منظرهاى عجيب بود و افكارم به همين زمان در سال گذشته ، آنگاه كه 12 هزار پناهنده در باغ سفارت بريتانيا اردو زده بودند ، بازگشت . از آنزمان مدت زيادى گذشته و حوادث بيشمار روى داده و ديگر مردمى وجود ندارند كه خواستار تحصن در جايى باشند . همانطور كه ايستاده بودم و به تريبون ، با آن آميختگى غريب نمايندگان خارجى ، وزرا و نمايندگان ايرانى مىنگريستم و جمعيت پرخروش در زير پاى ما فريادهاى پرشور « مرگ بر استبداد » « زنده باد آزادى » و غيره را سر داده بودند ، آخرين ترديدم هم زايل شد و آن اعتقادى كه همواره در باب پيروزى نهايى مردم داشتم ، تبديل به يقين گرديد . مجلس ملّى ، به رغم تمامى دشواريهاى سهمگين كه آن را احاطه كرده و به رغم وحدت نامقدس كلّ نيروهاى تاريكى و استبداد عليه آن ، پيروز خواهد شد . زيرا آرمان آن ، آرمان عدالت و ترقى است . تمام اروپائيانى كه در آن لحظهء تاريخى در آنجا ايستاده بودند ، بايد
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 148
مساهمون: ادوارد براون
ص١٤٨