تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
قرار داشته باشند . از تقىزاده چنان صحبت مىشد كه گويى سوسياليستى كامل نيست و به مثابه فردى بسيار آگاه از عقايد جارى اروپا ، صديق ، قاطع ، سخنرانى فصيح و ماهر و روىهم‌رفته فردى بسيار برجسته تلقى مىگرديد . شخص ديگرى كه به لحاظ توانايى همرديف وى به شمار است ، همكارش ميرزا فضلعلى آقا بود . گفته مىشد كه هر دوى اينها ، خاصه تقىزاده ، توان بحث منظم و قدرت حفظ بحث پيرامون موضوع اصلى يا رجعت بحث به مسير اصلى را - كه اغلب چنين بود - در صورت انحراف از مسئله صاحبند . در كنار مجلس ملّى يا مردمى ، جناح ديگرى بود كه اصطلاحا « جناح روحانيت » خوانده مىشد و جالب‌ترين و مهم‌ترين جناح بود . اين جناح توسط برخى مجتهدين ، كه از جمله برجسته‌ترين ايشان سيد عبد اللّه بهبهانى و سيد محمد طباطبايى بودند ، رهبرى مىشد . اكثر كسانى كه ناظر نبرد مشروطيت ايران بودند ، از مشاهدهء پديدهء نادر در يك نهضت مردمى كه در آن روحانيت نقشى اين‌چنين برجسته ايفا كند ، شگفت‌زده شدند . زيرا اين نهضت ، اگر توفيق يابد ، تقريبا و حتما روحانيت را لااقل از بخش عمده‌اى از نفوذ و قدرتش محروم خواهد ساخت . مع‌هذا ، بايد به خاطر داشت كه روحانيون ايران ، چون كشيشان ايرلندى ، قشرى اساسا مردمى هستند ، از مردم برخاسته ، مردم را مىشناسند و اگرچه به بدعتهاى حكومتى مظنونند ، امّا به دخالت خارجى از آن هم بدگمان‌ترند . چنان كه پيشتر ديديم ، نهضتى كه به‌تدريج تبديل به مشروطه‌خواهى شد ، در آغاز اعتراضى مردمى به زعامت روحانيت عليه ولخرجيهاى دربارى بود كه جهت ارضاى بوالهوسيهاى خود آماده بود كشور را تسليم بيگانگان و كفار كند . بىحمايت روحانيت ، مردم نه مىتوانستند امتياز انحصار تنباكو را درهم بشكنند و نه مىتوانستند شاه را به اعطاى مشروطيت وادارند . از سوى ديگر ، روحانيت مسلما تمامى عقايد دموكراتيك جناح مردمى را صحّه نمىگذاشت و منازعات بسيارى بين اين دو جناح روى داد . لهذا ، دموكراتها درخواه آن بودند كه كلّ اتباع ايران در برابر قانون مساوى باشند ، امّا روحانيت شديدا بارها ساختن امتيازاتى كه در حال حاضر مسلمانان به نسبت پيروان ساير مذاهب دارند ، مخالفت مىكردند و خواستار آن بودند كه هيچ‌قانون مصوب مجلس نبايد تا پيش از آنكه از سوى كميته‌اى متشكل از روحانيون تصويب گردد ، معتبر شناخته شود و اين به منظور تطبيق آن با قانون شرع اسلام بود . مخالفت رهبران روحانى صرفا منحصر به مسائل بزرگ و اصولى نبود ، بلكه در برخى مواقع آنها با لغات و عباراتى كه رنگ و بوى واژگان جديد را داشت يا حكايت از عقايد بيگانه مىكرد ، مخالفت مىكردند . مع‌هذا ، به رغم برخوردهاى اجتناب‌ناپذيرى كه بايد بين دموكراتها و روحانيت ، در هركشور و
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 150 | ادوارد براون / مهرى قزوينى