اكثريت علما حمايت مىشد و جناح تندرو مورد حمايت انجمنهاى انقلابى قرار داشت . امين السلطان مىكوشيد جناح ميانهرو را با نظر خود ، مبنى بر آنكه در شرايط موجود اخذ يك وام خارجى تنها وسيلهء تهيهء پولى است كه به هرروى شديدا لازم است ، همراه كند . حتى او هم احساسات تند مجلس ملّى عليه هرگونه وام خارجى تازه را درك مىكرد و مىدانست كه بىكسب حمايت اكثريت مجلس جرأت نخواهد كرد به چنين اقدامى دست يازد . سعد الدوله ، مخالف اصلى وى در مجلس ، كه جناح ملّى كمكم به صداقتش مظنون شده بودند ، پس از پايان ماه مه از حضور در مجلس خوددارى كرده و مدت سه ماه چنان مىنمود كه گويا امين السلطان در انجام سياست خود موفق خواهد بود .
در اين ضمن ، ناآراميها كماكان در تمامى نقاط كشور ادامه داشت . در ماه مارس ، مردم اصفهان عليه عموى شاه ، ظل السلطان ، كه بعد اخراج گرديد ، قيام كردند . در پايان همين ماه ، در شيراز - واقع در جنوب - و تبريز - در شمالغربى - قيامهايى روى داد . در تبريز محمولهء عظيمى سلاح كه براى شاه ارسال مىشد ، توسط مردم ضبط و مصادره گرديد . در آوريل ، اختلافاتى بين رؤساى بختيارى بروز كرد . در ماه مه ، بىنظميهايى در سلطان آباد رخ داد . در ماه ژوئن ، ناآراميهاى كموبيش جدى در كرمانشاه ، تبريز و ماكو به وقوع پيوست . در حالى كه در فارس همچنان وضعيتى آشوب زده برقرار بوده و سالار الدوله برادر شاه هم داعيهء سلطنت كرده و آشكارا طغيان نمود و سرانجام ، پس از سه روز نبرد تمامعيار در نهاوند ، مغلوب و اسير شد . وى نخست به كنسولگرى بريتانيا در كرمانشاه پناهنده شد . امّا ، سرآخر ، پس از كسب اطمينان كافى از تأمين خود ، در 22 ژوئن تسليم ظهير الدوله ، نمايندهء شاه ، گرديد .
حادثهء ديگرى كه از نظر تأثير اخلاقى هرچه بيشتر سبب افزايش سوءظن مردم به حسننيت شاه گشت ، تلاشى بود كه در ماه مه توسط فرزند رحيم خان معروف جهت حذف خشن برخى اصلاحطلبان برجستهء حزب ملّى آذربايجان انجام گرفت . در باب اين رويداد و قيام سالار الدوله ، همان دوست مذكور ، روايت ذيل را در نامهاى به تاريخ 19 ژوئن 1907 به دست مىدهد :
« يحتمل شما روايات پراكندهاى را در مورد آشوبهاى موجود ايران شنيدهايد . به رغم تمامى تكذيبهاى رسمى ، مردم و مجلس قويا برآنند كه شاه فرزند رحيم خان را به حركت به سوى تبريز واداشته است . رحيم خان يكى از سران راهزنانى است كه شاه در زمان وليعهدى خود وى را به جرائم مختلف زندانى كرده بود . بنا به گفتهء مردم ، شاه با رحيم خان توافق كرد تا فرزندش ، كه رهبر گروهى راهزن در آذربايجان است ، به سوى تبريز حركت كرده ، انجمن محلى را درهم شكسته و با آتش و
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 145
مساهمون: ادوارد براون
ص١٤٥