تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
عصرى ، وجود داشته باشد ، اين دو جناح روىهم‌رفته در نهضت مشروطيت با يكديگر همكارى كرده و موفقيت اين نهضت هم مرهون همين بود . دموكراتها نمىتوانند از نفوذ روحانيت صرف‌نظر كنند و همواره مراقب هستند كه بر اين واقعيت تأكيد ورزند كه اسلام حقيقى دموكراتيك بوده و اهداف آنها ملهم و مطابق با دين اسلام است . از سوى ديگر ، روحانيت هم ، با تمام قدرتش ، مىداند كه تنها با حركت در جهت مردم مىتواند اين اقتدار را حفظ كند و مخالفت با احساسات مردم به‌طور جدى به اين‌قدرت آسيب رسانيده يا حتى آن را كاملا از بين خواهد برد . بنابراين ، اين دو جناح ، علىرغم تضاد هر از چندى منافع و مواضعشان ، مجبورند هواى يكديگر را داشته باشند . شاه و درباريان خواهان چيزى غير از اعادهء حكومت استبدادى و فساد گذشته نبوده و براى نيل به اين هدف آمادهء تسليم شدن ، يا حتى فراهم ساختن وسيلهء دخالت بيگانه بودند . محمد على شاه ، به رغم سوگندهاى فراوانى كه در وفادارى به مشروطيت ادا كرده بود ، خصومتش نسبت به مجلس ملّى مرگبار و ناگفتنى بود و طى مدت كوتاه سلطنتش اين خصومت به صد شيوه بروز كرد . توطئه‌اى كه در آن رحيم خان وسيله بود ، قبلا مورد بحث قرار گرفت . در پس آن ، دسيسه‌اى ديگر به مورد اجرا گذاشته شد كه شيخ فضل اللّه ، يكى از رهبران روحانى ، به عنوان عامل اجرا گزيده شد . آن روحانى آگاه ، كه مسلم به سبب حسادت به همكاران خود تحريك شده و احتمالا از سوى دربار به وى رشوه داده شده بود ، تقريبا در پايان ماه ژوئن يا اوايل ژوئيه به صحن مطهر شاه عبد العظيم رفت و يك سرى تبليغات ارتجاعى را آغازيد و رهبران مردم را به مثابه ملحد ، بابى و امثالهم تكفير كرد . در 3 ژوئيه ، « معصوميت » او ، با حملهء وحشيانه و بيرحمانه به فردى به نام ميرزا ابراهيم خان ، كه منشى سابق سفارت فرانسه در تهران بود و جهت ملاقات دوستى كه از جنوب رسيده بود از خانه خارج گشته بود ، برملا گرديد . با اين فرد به شدت بدرفتارى شد و اگر خوشبختانه برخى اعضاى يكى از انجمنهاى آذربايجانى به نجاتش نشتافته بودند و او را از چنگال آزاردهندگانش نمىرهانيدند ، يحتمل به وى آسيب مىرسيد . شيخ فضل اللّه ، به همراهى دو سيد يزدى به نامهاى محمد و على كوشيد برخى اسناد جعلى را كه على الظاهر از سوى انجمنهاى آذربايجان و قفقاز صادر شده و حاوى عبارات بدعت و كفرآميز بود ، منتشر ساخته و شهرت ايشان را خدشه‌دار كند . وى همچنين نامه‌هايى از سوى رهبران بابى در تأييد و تحسين نمايندگان مختلف و برجستهء ملّىگرا جعل كرده بود . عوامل شيخ فضل اللّه موفق شدند در شهرهاى انزلى ، تبريز ، كرمان و ساير نقاط قيامهايى كم‌وبيش جدى بيآفرينند . سر آخر ، فعاليتهاى ارتجاعى وى آنچنان آشكار شد كه حاميان مجلس سيد محمد طباطبايى را واداشتند سند ذيل
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 151 | ادوارد براون / مهرى قزوينى