تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
Vermya )
عليه حرص و آز انگلستان در كشورگشايى به ايران هشدار مىداد و درعين‌حال گفتگو از تقسيم ايران به دو منطقهء نفوذ داشت . چند روز بعد ، در 17 سپتامبر ، يعنى سه روز پس از عزيمت شاه از پاريس به سوى ورشو ، همين جريده نوشت كه ايران بايد استقلال خود را حفظ و شديدا از آزادى خود در قبال هرگونه دخالت بيگانه دفاع كند . اين روزنامه چنين ادامه داد : « يكى از طرق ممكن حصول به درياى آزاد ، عبور از قلمرو ايران است . امّا اين نه بدان معناست كه ما خواهان بلعيدن سرزمينهاى تحت اختيار شاه هستيم . » جريدهء مزبور با ابراز ترديد نسبت به بيغرضانه بودن نيات انگلستان در قياس با تمايلات روسيه ، به مقالهء خود پايان داد . به منظور روشن ساختن هزينه‌اى كه اين سفر اروپايى شاه بر دوش ماليات‌دهندگان ايران هموار ساخت ، نقل يك يادداشت ارسالى از پاريس ، مورخ 17 سپتامبر 1902 ، در باب مخارج وى سودمند است . طبق اين يادداشت ، گذشته از خريدها و ساير مخارج اضافى ، تنها صورتحساب هتل وى بالغ بر روزى 6 هزار فرانك - معادل 240 پاوند - بوده است . در اين يادداشت ، ملتزمين شاه به عنوان دو حزب جداگانه ، يكى طرفدار فرانسه - روسيه به رهبرى نظر آقا وزيرمختار ايران در پاريس و ديگرى متمايل به انگلستان به زمامت ميرزا محمد خان « 1 » ، توصيف گرديده‌اند . در پايان اين سال - 30 دسامبر 1902 - تلگرافى از سن‌پترزبورگ در تايمز انتشار يافت مبنى بر آنكه حكومت ايران تعهد نموده كه به رهنمود مقامات بلژيكى ، كه اينك سى از ايشان در ايران هستند ، به يك رشته اصلاحات مالى مبادرت ورزد و وليعهد ، كه گفته مىشد شديدا از استاد روسى خود متأثر است ، درنظر دارد مدرسه‌اى روسى در آذربايجان تأسيس كند . نخستين خبر مهم سال بعد - شمارهء 7 ژانويهء 1903 تايمز - متن تلگرافى از سن پترزبورگ بود مبنى بر آنكه شاه از بيم وقوع انقلابى به رهبرى عين الدوله ، كه ادعا مىشد تحت نفوذ انگلستان قرار دارد ، وى را از حكومت تهران بر كنار و به حكومت عربستان ، ايالتى واقع در محدودهء نفوذ انگلستان منصوب نموده است . ديگر مقامات مظنون به طرفدارى از انگلستان نيز به همين ترتيب به ايالات ديگر منتقل شده‌اند . بااين‌وجود ، در 19 ژانويهء 1903 ، هيأت نمايندگى ايران در لندن اين خبر را صريحا تكذيب كرد . در اين فاصله ، انگلستان ، كه به‌تدريج خود را از شر جنگ جنوب آفريقا رهانيده بود ، شروع به
هامش
( 1 ) . ظاهرا مقصود ميرزا محمد خان حكيم الملك است .