خواند و مىتوان از اشكال طاقتفرسا بودن جواب داد كه : در صورتى اين حكم لازم مىآيد كه جماعت خواندن ترك شود كه در اين زمان شايع است . امّا نمازهاى مستحبى را در خانههاىشان مىخواندند . و امر به قرائت پشت سر كسى كه نبايد به او اقتدا كرد براى ضرورت است ، و سبب نمىشود كه خاموشى در غير آن واجب نباشد ، اضافه بر اينكه دربارهء آن نيز روايت شده كه بايد خاموش ماند . و جان كلام اينكه مسأله خالى از اشكال نيست ، و احتياط آن است كه تا حدّ ممكن خاموش ماندن رعايت گردد » « 1 » .
پايان گفتار مجلسى كه خداوند در بهشت مقامش را برتر سازد . و خواهى دانست كه چه اشكالاتى بر سخن او متوجه مىگردد ، بنابر آنچه به نظر ما رسيده است .
پس مىگوييم : مستند ما براى منتفى دانستن وجوب : اصل بلكه اصول متعددى است كه با اجماعى كه در سخن جمعى از علماى برجسته نقل شده تأييد مىگردد ، و منظور از اصول : اصل برائت از وجوب خاموش ماندن و گوش كردن به قرائت ، و اصل مباح بودن سخن گفتن ، و استصحاب عدم وجوب كه پيش از شنيدن قرائت بوده . اضافه بر اينكه حكم به وجوب استماع قرائت بر عموم مكلّفين طاقتفرساست ، كه به نصّ قرآن كريم احكام طاقتفرسا در دين نيست ، و اين مطلب بين شيعهء اماميّه در مسألهاى كه مورد ابتدايى عموم عرب و عجم در هر صبح و شام و هر روز و شب است معلوم و ظاهر مىباشد ، و چنانچه واجب بود علما آن را در رسالههاى عمليّهء خود ياد مىكردند ، و بر هركس كه هنگامى كه شخص ديگرى قرآن مىخواند سخن بگويد اعتراض مىكردند ، همچنانكه نسبت به كسانى كه منكرات را مرتكب مىشوند انكار مىنمايند ، و اگر چنين بود شيوع و شهرت مىيافت ، و به گوش همه مىرسيد و همهء سرزمينها را پر مىكرد .
و دليل استحباب بهطور مطلق : شهرت محقّق و مسلّم ، و اجماع منقول مىباشد ، بلكه از كتاب تنقيح اجماع بر استحباب خاموش ماندن - حتّى براى مأموم در نمازهايى كه بايد بلند خوانده شوند پشت سر امام جماعت جامع الشرايط حكايت شده است ، و اين منافات ندارد با آنكه جمعى از علماى ما قائل شدهاند كه در آن صورت قرائت كردن پشت سر امام جماعت حرام است ، زيرا كه قرائت كردن از سخن گفتن اخصّ است ، و بنابراين تسبيح گفتن در آن حال جايز و
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، 88 / 21 .