ستارهاى غايب گردد ستارهء ديگرى طلوع خواهد كرد ، تا گاهى كه با انگشتانتان اشاره نموديد و ابروانتان را بالا كشيديد خداوند ستارهتان را از شما غايب سازد و فرزندان عبد المطلب يكسان گردند ، پس نشناسى كه كدام از كدام است ، و چون ستارهتان طالع شد پروردگارتان را حمد گوييد « 1 » .
و نيز نعمانى به سند خود آورده ، از امام صادق عليه السّلام از پدرانش عليهم السّلام كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود :
مثل خاندان من همچون ستارگان آسمان است ، هرگاه ستارهاى غروب كند ستارهء ديگرى طلوع نمايد ، تا آن هنگام كه ستارهاى از ايشان طلوع كند پس چون شما چشمها به او بدوزيد و با انگشتان به وى اشاره كنيد فرشتهء مرگ او را فرارسد و [ به سراى ديگرش ] ببرد ، سپس دورانى از روزگارتان را بر اين حال خواهيد ماند و فرزندان عبد المطلب يكسان بمانند ، و ندانى كه كدام از كدام است ، در آن هنگام ستارهتان آشكار شود ، پس خداى را حمد گوييد و او را بپذيريد « 2 » .
و به يارى خداوند و به بركت اولياى او از اين روايات صحيح معتبر معلوم شد كه براى هيچ كس جايز نيست كسى كه در زمان غيبت كبرى مدّعى نيابت خاصّه شود را تصديق نمايد .
و نيز شاهد بر آن است آنچه شيخ اجل كلينى رحمه اللّه به سند صحيحى از امام صادق عليه السّلام آورده كه فرمود : براى قائم عليه السّلام دو غيبت هست ، يكى كوتاه مدّت ، و ديگرى دراز مدّت ، در غيبت اوّل جاى او را نمىداند مگر خواصّ شيعيانش ، و در غيبت دوم جز خواص موالى او كسى جايش را نشناسد « 3 » .
مؤلّف وافى پس از نقل اين حديث گويد : « گويا منظور حضرت از خواص موالى كسانى هستند كه خدمتگزار آن جنابند ، زيرا كه ساير شيعيان راهى به سوى آن جناب ندارند ، امّا در غيبت اوّل ، آن حضرت سفرايى داشته كه توقيعات را براى شيعيانش مىآوردهاند ، و اولين سفير ، ابو عمر و عثمان بن سعيد عمرى رضى اللّه عنه بوده ، و چون عثمان بن سعيد وفات يافت ، به پسرش ابو جعفر محمد بن عثمان وصيت كرد ، و ابو جعفر به ابو القاسم حسين بن روح وصايت داد ، و ابو القاسم به ابو الحسن على بن محمد سمرى - رضوان اللّه عليه - وصيّت سپرد ، و چون فوت سمرى نزديك شد از او خواستند وصيت دهد ، وى گفت : خداوند را امرى است كه خود آن را به آخر خواهد رساند ، پس غيبت كبرى همين است كه پس از فوت سمرى واقع گشته است » .
هامش
( 1 ) . غيبت نعمانى ، 79 .
( 2 ) . غيبت نعمانى ، 79 .
( 3 ) . اصول كافى ، 1 / 340 .