تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
نسخه‌نويسان روى داده اين‌كه حاج ميرزا حسين نورى رحمه اللّه اين حديث را در كتاب جنة المأوى به نقل از غيبت شيخ طوسى از حسن بن احمد مكتّب نقل كرده است « 1 » ، و اللّه تعالى هو العالم . دوم : در كتاب مستدرك الوسائل تأليف عالم محدث متتّبع حاج ميرزا حسين نورى قدّس سرّه او با همه بلندى نظر و وسعت اطّلاع و اهتمامى كه در إستقصاء نام مشايخ صدوق داشته ، از ذكر اين شخص جليل كه صدوق با طلب رضايت و رحمت خداوند براى او مكرر از وى ياد كرده غفلت نموده است . و امثال اين امور از چيزهايى است كه دانشمند را بر كاوش و تتبّع وامىدارد ، و موجب مىشود كه به آنچه گذشتگان از آن غفلت كرده‌اند دست يابد ، پس اى برادران من بر شما باد سعى و كوشش كه خداوند هيچ جويندهء خواهنده‌اى را نااميد نمىسازد . و نيز از جمله دلايل بر وقوع سهو و اشتباه در كتاب شيخ طوسى ، و بر غفلت صاحب مستدرك از ذكر شيخ مكتّب رحمه اللّه اين‌كه مولى عنايت اللّه سابق الذكر ، حديث ياد شده را از كتاب ربيع الشيعهء سيد بن طاووس نقل كرده كه آن را از حسن بن احمد مكتّب حكايت نموده است ، پس - به حمد اللّه تعالى و عونه - معلوم شد كه روايت‌كننده از ابو الحسن سمرى قدّس سرّه همان حسن بن احمد است كه ابن بابويه رحمه اللّه از او روايت نموده است . و از دلايل صحت اين حديث و صدور آن از امام عليه السّلام اين‌كه شيخ طبرسى مؤلف كتاب الإحتجاج آن را مرسل آورده بدون ذكر سند ، و در اول كتاب ملتزم شده و تصريح كرده كه در آن كتاب سند احاديثى كه سند آن‌ها را ياد ننموده نمىآورد يا به سبب موافق بودن آن‌ها با اجماع ، و يا شهرت داشتن بين موافق و مخالف ، و يا از جهت موافقت آن‌ها با حكم عقل « 2 » . پس ظاهر مىشود كه حديث ياد شده نيز از ذكر سند بىنياز بوده ، يا به خاطر موافقت داشتن آن با إجماع ، يا شهرت داشتن آن ، و يا هر دو سبب . هم‌چنين از دلايل صحت آن اين‌كه علماى ما از زمان صدوق قدّس سرّه تا زمان ما به آن استناد كرده و بر آن اعتماد نموده‌اند ، و هيچ يك از آنان در اعتبار آن مناقشه و تأمّلى نكرده است ، چنان‌كه بر كسى كه با كلمات و كتاب‌هاى ايشان آشنا و كاوشگر است پوشيده نيست ، پس از تمام آنچه ياد كرديم معلوم شد كه حديث مذكور از روايات قطعى است كه هيچ شك و شبهه‌اى در آن راه ندارد ، و از رواياتى است كه امام عليه السّلام دربارهء آن‌ها فرموده : البته آنچه بر آن اجماع شده ترديدى در آن نيست .
هامش
( 1 ) . جنّة المأوى ، 18 . ( 2 ) . احتجاج ، 2 / 297 .