[ مكتّب ] گويد : پس ما از روى اين توقيع نسخه برداشتيم و از نزد او بيرون رفتيم ، و چون روز ششم بار ديگر بر او وارد شديم در حال احتضار بود ، به او گفته شد : وصّى تو بعد از تو كيست ؟
فرمود : خداوند را امرى است كه خود آن را به آخر خواهد رساند ، و پس از گفتن اين جملات درگذشت ، كه اين آخرين سخنى بود كه از وى شنيده شد ، رحمت و رضوان الهى بر او باد . « 1 »
مىگويم : سخن در اينجا در دو مطلب است : يكى : در سند حديث شريف ياد شده . و دوم : در دلالت آن بر مطلب مورد بحث .
مطلب اوّل : بدانكه اين حديث - در اصطلاح - صحيح عالى است ، چونكه از مولايمان صاحب الزمان عليه السّلام توسط سه نفر روايت گرديده : اوّل : شيخ اجل ابو الحسن على بن محمد سمرى ، و او از جهت جلالت قدر و شهرتش نيازى به توصيف ندارد . دوم : شيخ صدوق محمد بن على بن الحسين بن موسى بابويه قمى ، كه او نيز به خاطر شهرتش و معروفيت كتابش و جلالت قدرش نيازى به توضيح ندارد . سوم : ابو محمد حسن بن احمد مكتّب ، و او - چنانكه فاضل ماهر مولى عنايت اللّه در كتاب مجمع الرجال ياد كرده - ابو محمد حسن بن الحسين بن ابراهيم بن احمد بن هشام مكتّب است ، و صدوق مكرّر از او روايت كرده با طلب رضايت و رحمت خداوند براى او ، و اين از نشانههاى صحت و وثاقت است ، همچنانكه مولى عنايت اللّه مزبور در كتاب مجمع الرجال خود متذكر شده ، و براى آن شواهد متعددى ذكر كرده است كه اينجا جاى ياد آنها نيست . و مكتّب - به كسر تاء مشدّد - كسى را گويند كه نوشتن آموزد .
توجه : دو سهو در دو كتاب از كتب علماى ما رحمه اللّه واقع شده كه شايسته است آنها را توجه دهيم :
نخست : در كتاب الغيبهء شيخ اجل محمد بن الحسن طوسى قدّس سرّه كه در نسخهاى كه نزد من هست چنين آمده : خبر دادند ما را جمعى از ابو جعفر محمد بن على بن الحسين بن بابويه كه گفت :
حديث گفت مرا ابو محمد احمد بن الحسن مكتّب ، گفت : من در مدينة السلام [ بغداد ] بودم . . . « 2 » .
و همانگونه كه از كتاب كمال الدين ابن بابويه نقل كرديم حديث را آورده است . و دانستى كه آن كسى كه ابن بابويه از او روايت كرده : حسن بن احمد است « 3 » ، و ظاهرا اين اشتباه از ناحيهء نسخهنويسان در كتاب شيخ طوسى واقع گرديده است . و مؤيد اينكه اشتباه از سوى بعضى
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، 2 / 516 ، باب 45 ، ذيل ح 44 .
( 2 ) . الغيبة ، شيخ طوسى / 242 .
( 3 ) . كمال الدين ، 2 / 516 .