فكيف نصنع فيما بين ذلك ؟ فقال عليه السّلام : كونوا على ما أنتم عليه حتّى يطلع اللّه لكم نجمكم « 1 » ؛ زمانى بر مردم خواهد آمد كه سبطهاى به آنان رسد و علم مخفى شود همچنانكه مار خودش را در سوراخش مخفى مىسازد ، پس در همين حال به ناگاه ستارهاى بر مردم طلوع مىنمايد .
راوى گويد : عرضه داشتم : سبطه چيست ؟ فرمود ؛ فترت ( فاصلهء زمانى كه موجب سستى دين و اعتقاد مردم گردد ) ، عرض كردم : در آن ميان چكار كنيم ؟ فرمود : بر همان اعتقادى كه هم اكنون داريد بمانيد تا اينكه خداوند ستارهتان را برايتان برآورد .
توضيح : « يأرز » بر سه وزن ينصر و يضرب و يعلم مىآيد ، به تقديم راء بر زاى ، يعنى : مخفى مىشود .
و ثانيا : هرچند كه علماى بزرگوار در زمان غيبت نواب امام عليه السّلام هستند ، و در آنچه از قضايا و احكام بر مردم وارد مىشود مرجع آنانند ، و در مسائل حلال و حرام حجّت بر آنهايند ، ولى حكمتهاى تقديرات و مصالح تغييرات را نمىدانند ، و از وجوه بدا و اسباب قضا آگاه نيستند ، و بسيار مىشود كه حيرت بر طرف نمىشود و شبهه از بين نمىرود مگر با بيان وجه مصلحت و توضيح حكمت ، چنانكه از حديث ابو حمزه دانستى كه از حيرت بيرون نيامد مگر بعد از آنكه امام عليه السّلام وجه تأخير فرج را از آن وقتى كه امير المؤمنين عليه السّلام خبر داده بود بيان فرمود ، و همينطور در نظاير و امثال آنچنانكه بر كاوشكننده در اخبار و سير پوشيده نمىماند ، و ذكر آنها ما را از مقصود اصليمان در اين كتاب خارج مىنمايد ، و خداى تعالى هدايتكننده به راه راست است .
حاصل اينكه كشف معضلات و حلّ مشكلات و مانند آنها از وظايف و شئون امام عليه السّلام است ، و كشف نشدن آنها در زمان غيبت به مردم مربوط مىشود ، چونكه آنها سبب مخفى ماندن امام عليه السّلام مىباشند ، خداى تعالى بر ما منّت گذارد به تعجيل فرج و ظهور آن حضرت عليه السّلام و ديدارش را با عافيت نصيبمان فرمايد .
و ثالثا : البته خداوند - تعالى شأنه - نسبت به بندگانش لطيف است ، و الطاف او بر دو گونه است :
گونهء اول : الطافى است كه به حكم عقل و نقل بر او واجب است ، و اين همان است كه خلاف آن قبيح و زشت مىباشد ، و خداوند اصلا قبيحى را انجام نمىدهد ، چون بر او - عزّ شأنه - فعل
هامش
( 1 ) . غيبت نعمانى ، 81 .