امام پس از فوت او است ، و اين سبب در هر جايى كه موقف او در زمان حياتش بوده جارى است ، چنانكه پوشيده نيست .
11 - و از جمله ؛ فحواى آنچه دلالت دارد بر فضيلت شب ولادت آن حضرت - عجل اللّه فرجه الشريف - و آنچه در تعظيم و تشريف آن وارد گرديده ، به جهت وضوح اينكه فضيلت آن شب به خاطر انتساب به آن جناب مىباشد ، چون ولادتش در آن واقع شده است ، و اين سبب - يعنى انتساب به آن حضرت - در مواقف و مشاهد و ساير امورى كه منتسب به او است موجود مىباشد . و در تأييد و تأكيد تمام امورى كه گفتيم اينكه ؛ بدون ترديد تمام اماكن و زمينها به حسب خلقت اصلى مساوى هستند ، و هيچ فضيلت و امتيازى بر يكديگر ندارد مگر به سبب عارض شدن چيزى كه مايهء شرافت و فضيلت جايى بر جاى ديگر شود ، و شبههاى در اين نيست كه از مهمترين اسبابى كه موجب امتياز يافتن است اينكه زمينى محل توقف يا جاى دفن يكى از امامان عليهم السّلام باشد ، و نيز بدون ترديد بدنهاى شريف ايشان آثارى دارد در هر چيزى كه قابليّت ظهور آن آثار را دارند .
لذا در حولهاى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله دست خود را با آن خشك فرموده آتش اثر نمىكند ، به خاطر احترام و تجليل آن حضرت ، و نيز پوشيدگى در اين نيست كه هركس به آن حوله تبرك جويد به خاطر انتساب آن به پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله كار او در نظر مؤمنين تعظيم پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله به شمار مىآيد ، و هرگاه براى شفا يافتن از بعضى از دردها آن را بر موضع درد قرار دهد البته كه شفا خواهد يافت ، چنانكه هركس به آن اسائهء ادب كند به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله بىادبى كرده ، و اين در هر چيزى كه به آن جناب يا يكى از امامان عليهم السّلام منسوب باشد جارى است .
و نيز از جمله مؤيّدات و مقرّبات است آنچه در بعضى از زمينها از تأثير دستهاى ايشان عليهم السّلام ظاهر گرديده كه طلا يا نقره شده ، و در بعضى از آبها ظاهر گشته كه به ياقوت و زبرجد مبدّل شده است و امثال اينها بسيار است كه در حالات و معجزات ايشان عليهم السّلام ذكر گرديده است . و در خبر است كه به سبب قدمهاى ماديانى كه جبرئيل عليه السّلام روز غرق شدن فرعون بر آن سوار بود زمين لرزيد ، لذا سامرى گفت :
بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها
« 1 » ؛ من چيزى از اثر قدم رسول حق ( جبرئيل ) را ديدم كه قوم نديدند آن را برگرفته و در گوساله ريختم . . . و آنچه ياد كرديم براى اهل فهم بسنده است ، و خداى تعالى توفيق دهنده و هدايتكننده مىباشد .
هامش
( 1 ) . سوره طه ، آيه 96 .