مىگويم : دليل بر مطلب مورد بحث ؛ تقرير آن حضرت عليه السّلام است نسبت به كار همسر على بن عبيد اللّه و مدح و ستودنش به اينكه : « اهل بهشت هستند » و « فرزندان على و فاطمه عليهما السّلام . . . » .
يعنى : اينكه آن بانو محل نشستن آن جناب را بوسيد و به آن تبرك جست ، از جهت معرفتش به حق و مقام امام عليه السّلام بود بر خلاف بيشتر مردم .
3 - و از جمله دلايل فرمودهء خداى تعالى است :
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ
« 1 » ؛ در خانههايى كه خداوند امر فرموده [ يا خواسته ] كه رفعت يابند و در آنها نام خدا ياد گردد . به ضميمهء آنچه در تفسير و بيان مراد از آن روايت آمده ، چنانكه در كتابهاى غاية المرام و البرهان و كتب ديگر بزرگان به سندهاى معتبرى از طريق خاصّه و عامّه آوردهاند كه : رسول خدا : صلّى اللّه عليه و إله آيهء :
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ . . .
را قرائت كرد ، مردى برخاست و عرضه داشت : اين كدام منزلها است اى رسول خدا ؟ آن حضرت صلّى اللّه عليه و إله فرمود : منزلهاى پيغمبران . ابو بكر عرضه داشت : يا رسول اللّه اين بيت از آنها است ؟ - و به خانهء على و فاطمه عليها السّلام اشاره نمود - حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله فرمودند :
آرى ، از بهترين آنها است « 2 » .
و از عيسى بن داوود از حضرت موسى بن جعفر از پدرش عليه السّلام آمده كه دربارهء فرمودهء خداى تعالى :
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ . . .
فرمود : خانههاى آل محمد صلّى اللّه عليه و إله بيت على و فاطمه و حسن و حسين و حمزه و جعفر - صلوات اللّه عليهم اجمعين - مىباشد . . .
و در اينباره روايات متعددى هست كه به خاطر رعايت اختصار از آوردن آنها خوددارى كرديم : بيان استدلال اينكه : واژهء « أذن » در اينجا يا به معنى امر است ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ
« 3 » ؛ و [ اى پيامبر تو را فرستاديم تا ] به امر حق مردم را به سوى خداوند دعوت كنى . و يا به معنى اراده است ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْنِي
« 4 » و [ اى پيامبر متذكر شو هنگامى را كه خداوند به عيسى بن مريم فرمود ] آنگاه كه به ارادهء من مردگان را از قبرهاىشان بيرون آورى . و بنابر هر دو فرض نتيجه آن است كه خانههاى آل محمد صلّى اللّه عليه و إله خانههايى است كه خداوند دوست مىدارد كه رفعت يابند و نام او را در آنها ياد گردد ، هرچند كه فرض كنيم إذن به معنى ارادهء تشريعيّه است به قرينهء فرمودهء خداى تعالى
وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ .
و إذن در اينجا نمىتواند به معنى رخصت و اجازه باشد ، زيرا كه بدون ترديد ذكر خداوند رجحان و استحباب دارد ، و اگر إذن به
هامش
( 1 ) . سوره نور ، آيه 36 .
( 2 ) . معانى الاخبار ، 156 .
( 3 ) . سوره احزاب ، آيه 46 .
( 4 ) . سورهء مائده ، آيه 110 .