تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
هركدام گرفته شود راهنمايى گردد ، و هركدام از گفته‌هاى اصحابم را كه بگيريد هدايت شويد ؟ و آمد و شد نزد اصحاب من براى شما رحمت است . عرض شد : يا رسول اللّه اصحاب تو كيانند ؟ آن حضرت صلّى اللّه عليه و إله فرمود : اهل بيت من « 1 » . اكنون به اصل مطلب باز مىگرديم و مىگوييم : 2 - و از جمله امورى كه بر آن دلالت دارد روايتى است كه در كتاب خلاصهء علامه ، و بحار به سند صحيحى از سليمان بن جعفر آمده كه گفت : على بن عبيد اللّه بن حسين بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب به من گفت : پس چه چيز تو را از اين كار باز مىدارد ؟ جواب داد : احترام و هيبتى كه آن حضرت دارد و اين‌كه بر آن جناب بيمناكم . سليمان بن جعفر گويد : پس از چندى حضرت ابو الحسن عليه السّلام را مختصر كسالتى عارض شد ، و مردم از آن جناب عيادت كردند ، من به ملاقات على بن عبيد اللّه رفتم و به او گفتم : آنچه مىخواستى برايت پيش آمد ، حضرت ابو الحسن عليه السّلام مختصر كسالتى يافته و مردم به عيادتش رفته‌اند ، اگر مىخواهى به محضرش شرفياب گردى امروز وقت آن فرارسيده . راوى گويد : او به عيادت حضرت ابو الحسن عليه السّلام رفت ، و آن جناب با كمال احترام و تقديرى كه او مايل بود با وى رفتار كرد ، پس على بن عبيد اللّه از اين جهت بسيار خوشحال شد . مدتى بعد على بن عبيد اللّه بيمار شد ، حضرت ابو الحسن امام رضا عليه السّلام از او عيادت كرد ، من نيز همراه آن حضرت بودم ، پس آن جناب نزد او نشست تا اين‌كه همهء عيادت‌كنندگان رفتند ، و چون از نزد او بيرون آمديم يكى از كنيزانم برايم خبر آورد كه ام سلمه همسر على بن عبيد اللّه از پشت پرده به حضرت امام رضا عليه السّلام نگاه مىكرد ، و چون آن جناب از خانهء آن‌ها بيرون رفت از پشت پرده برآمد و بر جايگاهى كه حضرت ابو الحسن الرضا عليه السّلام نشسته بود خود را برافكند و بر آن بوسه مىزد و بدن خود را بر آن مىكشيد . سليمان بن جعفر گويد : پس از آن نيز به ديدار على بن عبيد اللّه رفتم ، او نيز از جريان كار ام سلمه مرا خبر داد ، من آن را به عرض حضرت ابو الحسن عليه السّلام رساندم . آن بزرگوار فرمود : اى سليمان ؛ به درستى كه على بن عبيد اللّه و همسرش و فرزندش از اهل بهشت هستند ، اى سليمان ؛ فرزندان على و فاطمه عليه السّلام هرگاه خداوند اين امر [ امامت ] را به آنان شناساند ، مانند ساير مردم نخواهند بود « 2 » .
هامش
( 1 ) . معانى الاخبار ، 156 . ( 2 ) . بحار الانوار ، 49 / 222 ، ح 15 و رجال كشى ، 593 ، ح 1109 و خلاصه علامه ، 48 .