دارد ، پس بر تو باد كه به آنها مراجعه نمايى و در آنها دقّت كنى ، و بر احترام منسوبين آن حضرت عليه السّلام از سادات و علما و مؤمنين مواظبت و مداومت داشته باشى ، و به حسب شئون و مراتب ايشان در علم و تقوى و پرهيزكارى و آنچه مايهء نزديك شدن و محبوبيّت يافتن نزد آن بزرگوار است ، آنها را تجليل و توقير كنى ، تا به تقرّب و محبوب شدن نزد آن حضرت عليه السّلام نايل شوى و سعادت يا بى . از خداى تعالى خواستارم كه مرا و همهء دوستداران آن جناب را توفيق دهد ، بمنّه و كرمه .
شصت و هشتم : بزرگداشت اماكنى كه به قدوم آن حضرت عليه السّلام زينت يافتهاند
مانند : مسجد سهله ، و مسجد اعظم كوفه ، و سرداب مبارك در شهر سامره ، و مسجد جمكران و غير اينها از مواضعى كه بعضى از صلحا ، آن حضرت را در آنجاها ديدهاند ، يا در روايات آمده كه آن جناب در آنجا توقف دارد ، مانند : مسجد الحرام ، و تعظيم و احترام ساير چيزهايى كه به او اختصاص دارد و منتسب مىباشد ، مانند : نامها و القاب و كلمات و توقيعات و لباسهاى آن حضرت عليه السّلام و كتابهايى كه احوالات آن بزرگوار و آنچه متعلق به اوست در آنها ياد گرديده ، و مانند اينها . . . در اينجا نخست در استحباب و رجحان آن سخن مىگوييم ، و دوم در بيان چگونگى بزرگداشت و تعظيم آن مشاهده ، و آنچه به وسيلهء آنها بزرگداشت حاصل مىگردد .
مبحث اوّل : ماييم شعائر و اصحاب
به توفيق خداوند گوييم : آنچه بر اين معنى دلالت دارد يا آن را تأييد مىكند چند امر است :
1 - از جمله ؛ فرمودهء خداى - عزّ و جل - :
وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ
« 1 » و هركس شعائر خداوند را بزرگ و محترم دارد پس به درستى كه اين از [ صفات ] دلهاى باتقوى است . و بيان آن به دو وجه است :
وجه اوّل : منظور از شعائر خداى تعالى - به حسب آنچه از تدبّر در آيات و روايات و ملاحظهء معنى شعار و اشعار و كاوش در موارد استعمال آنها استفاده كردهايم - هر آن چيزى است كه انتساب خاص و ارتباط ويژهاى به خداى - عزّ و جل - داشته باشد ، خواه بدون واسطه و خواه با واسطه باشد ، به گونهاى كه در نظر شرع و عرف بزرگ داشتن آن تعظيم خداوند محسوب گردد ، و تحقير و توهين آن ؛ تحقير و توهين خداى - عزّ و جل - به شمار آيد ، مانند : اسمها ، كتابها ،
هامش
( 1 ) . سوره حج ، آيه 32 .