2 - صبر كردن مؤمن بر آنچه از آزار و استهزاء و تكذيب و مانند آنها از مخالفين خود مىبيند .
3 - صبر بر اقسام بلاها و محنتهايى كه بر او وارد مىشود ، كه بعضى از آنها در آيهء شريفه ياد گرديد ، خداى تعالى فرمايد :
وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ . . . .
4 - صبر بر آنچه از گرفتارى مؤمنين به دست معاندين و آزار مخالفين نسبت به ايشان مىبيند ، در صورتى كه نتواند آنها را خلاص كند و از ايشان دفاع نمايد ، كه در اين حال وظيفهء او صبر و دعا كردن است . و اقسام ديگر صبر كه مؤمن هنگام ابتلا درمىيابد .
پنجاه و چهارم : درخواست صبر از خداى تعالى
يعنى از وظايف مؤمن آن است كه در زمان غيبت از درگاه خداوند - عزّ و جل - بخواهد كه او را در مواقعى كه وظيفهاش صبر كردن است به او توفيق دهد ، و اين از چند جهت است :
از جمله : اينكه در دعاى رسيده از امامان عليه السّلام اين مطلب وارد شده ، چنانكه در دعاى عمرى رحمه اللّه آمده : و مرا بر آن صبر ده . . .
و از جمله : در روايت امر شده : هر آن چيزى كه مؤمن براى سامان دادن آخرت و دنياى خود به آن احتياج دارد از خداى - عزّ و جلّ - درخواست كند كه كليدهاى همهء اشيا به دست [ قدرت ] اوست و شاهد بر اين مقصود است فرمودهء خداى تعالى خطاب به پيغمبرش صلّى اللّه عليه و إله
وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ
« 1 » ؛ و صبر كن و صبر تو نيست جز به [ سبب يا كمك ] خداوند . . . كه باء براى سببيت يا استعانت است ، و بنابر هر دو وجه شاهد بر اين مطلب است ، پس شايسته است كه مؤمن صبر را از خداى - عزّ و جل - بخواهد . و تواند كه باء به معنى « من » باشد - هرچند كه صاحب مغني اللّبيب آن را ياد ننموده است - چون مهم نيست كه او چيزى را منكر شود كه در كلام فصيح شاهد بر آن وجود دارد ، همچنانكه جمعى از علماى نحو انكار كردهاند كه باء براى تبعيض باشد ، با اينكه نصّ به آن از امامان عليه السّلام رسيده است .
و از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله آمده : از خداى - عزّ و جلّ - آنچه از حوائج برايتان پيش مىآيد را مسئلت نماييد ، حتّى بند كفش را ، زيرا كه اگر او آن را آسان نكند فراهم نمىگردد . و آن حضرت صلّى اللّه عليه و إله فرمود : هريك از شما همهء نياز خود را از پروردگارش درخواست نمايد ، حتى بند نعلينش را اگر قطع شود . و اخبار در اينباره بسيار است . و نيز بر اين مطلب دلالت مىكند اطلاق آنچه در آيات
هامش
( 1 ) . سوره نحل ، آيه 127 .