و در غيبت نعمانى به سند خود از امام صادق از پدرش عليهما السّلام آورده كه فرمود : مؤمنان آزمايش مىشوند و خداوند آنان را نزد خود از هم تمييز مىدهد ، همانا خداوند مؤمنان را از بلا و تلخىهاى دنيا ايمن نداشته ، و ليكن آنها را از كورى و بدبختى در آخرت ايمن داشته است ، سپس امام باقر عليه السّلام فرمود : حضرت حسين بن على عليهما السّلام كشتگان خود را [ در سرزمين كربلا ] كنار هم مىگذاشت سپس مىفرمود : كشتگان ما كشتگان پيغمبران هستند « 1 » . و در همان كتاب به سند خود از امام زين العابدين عليه السّلام آورده كه فرمود : دوست مىداشتم كه [ در گفتار ] آزاد بودم و سه كلمه با مردم سخن مىگفتم ، آنگاه خداوند آنچه مىخواست دربارهء من انجام مىداد ، ولى عهدى است كه با خدا بستهايم كه صبر كنيم . سپس اين آيه را تلاوت كرد :
وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذىً كَثِيراً وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
« 2 » ؛ و همانا شما از كسانى كه پيش از شما كتاب آسمانى بر آنان نازل گشت و از آنان كه شرك ورزيدند [ طعنهها و ] آزار بسيار خواهيد شنيد و اگر صبر كنيد و تقوا پيشه سازيد سبب نيرومندى و قوت يافتن در كارها است . « 3 » و در همان كتاب از آن حضرت عليه السّلام حديثى آمده كه در بحث مرابطه ان شاء اللّه خواهيم آورد ، تا آنجا كه فرموده : . . . و مؤمنان مرابطه و صبر كنند و يكديگر را به صبر وادارند تا اينكه خداوند حكم فرمايد ، و اوست بهترين داوران . « 4 » و روايات بسيار ديگرى كه در جاى خود ياد شده است . خلاصه اينكه حال و وضع مؤمن در گرفتارىها و بليّات آن است كه در ديوان منسوب به مولايمان امير مؤمنان على عليه السّلام آمده :
إذا زيد شرّا زاد صبرا كأنّما * هو المسك ما بين الصّلابة و الفهر
لأنّ فتيت المسك يزداد طيبه * على السّحق و الحرّ اصطبارا على الشّرّ
اگر شر و گرفتارى بر او زياد شود بر صبر خود مىافزايد ، او همچو مشك است در ميان ابزارهاى ساييدن آن زيرا كه خوردههاى مشك عطر و بويش با ساييدن و حرارت بيشتر مىشود از جهت صبر بر گرفتارى .
توجه : از آنچه ياد كرديم معلوم شد كه صبر در زمان غيبت امام عليه السّلام بر چند گونه است ؛ از جمله :
1 - صبر بر طول غيبت ، به اينكه از شتابزدگى كه به سبب طولانى شدن غيبت دلهاىشان قساوت مىگيرد نباشد ، كه شتابزدگان در مورد امام عليه السّلام به ترديد افتند ، و اين عنوان در امر بيست و دوم گذشت .
هامش
( 1 ) . غيبت نعمانى ، 112 .
( 2 ) . سوره آل عمران ، آيه 186 .
( 3 ) . غيبت نعمانى ، 105 .
( 4 ) . غيبت نعمانى ، 105 .